ابراهیم اصغرزاده: اگر روحانی عقب بنشیند، «هر 9 روز یک بحران» پیش می‌آید

این گفت و گوی من در هفته نامه تجارت فردا چاپ شد

آیا دولت حواسش به سیاست داخلی نیست؟ آیا سیاست خارجی مهمتر از سیاست داخلی است؟ آیا می‌توان تصور کرد که دولت نتوانسته در طول یک سال گذشته به وعده‌هایی که درباره گشایش سیاسی عنوان کرده جامه عمل بپوشاند؟ یاران رییس‌جمهور حواسشان به قشرهای مختلف جامعه است؟‌اینها و خیلی سوالات دیگر، بخشی از آن چیزی است که اینروزها، فعالان سیاسی در ذهنشان مرور می‌کنند. آنها هنوز دولت را با سنگ محکی که بعد از انتخابات خرداد ماه، به وجود آمد می‌سنجند. اما سوال اینجاست که آیا دولت یازدهم موفق شده یا نه. این را یک به یک با ابراهیم اصغرزاده به بحث نشستیم

شما در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی، یکی از منتقدان به رویکرد دولت بودید. رویکردی که در آن توسعه اقتصادی به توسعه سیاسی ارجحیت داده می‌شد. امروز به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، دولت آقای روحانی هم سیاستی مشابه آن روز را دنبال می‌کند. آیا این روند، همچنان و در شرایط فعلی، باز هم نقد برانگیز است؟
ببینید! دولت هاشمی رفسنجانی بشدت مفتون افسانه رشد با مشت شده بود و تصور می‌کرد چون نظام، ظرفیت رفرم سیاسی ندارد، دولت مانند پدری که پسر ناخلف خود را به زور به مکتب میفرستد باید دموکراسی را فدای پیشرفت اقتصادی کند.  به همین خاطر وقتی که کار اقتصاد به سرانجام رسید رفت سراغ آزادی‌های مدنی یا بقول آقایان، لیبرالیسم سیاسی. آن زمان دوستان دولتمرد تصور می‌کردند امنیت در هر شکل و صورت ولو پادگانی به ثبات سیاسی که شرط لازم رشد اقتصادی است می‌انجامد. اما دیدید این سیاست دست آخر از سعید امامی، نیروهای خودسر لباس شخصی و قتل‌های زنجیره‌ای سر درآورد. اما واقعیت اینجاست که هاضمه جامعه تحول خواه کنونی، تحمل آن رفتارها را ندارد. دولت روحانی اینک تجربه‌ای گرانسنگ از آموزه‌های اصلاح‌طلبانه دولت خاتمی و اثرات ویرانگر پوپولیسم احمدی‌ نژادی اندوخته دارد. به قول معروف آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. دولت اگر هم بخواهد نمی‌تواند اردوگاه خود را پشت سنگر دولت سازندگی پنهان کند. آن دوره گذشت. الان خود آقای هاشمی هم به آن هاشمی و به آن نوع نگاه یکسویه اعتقادی ندارد. شخص هاشمی الان به بسیاری برنامه‌ها و رفتارهای دولت گذشته انتقاد دارد و یک پا منتقد وضع موجود است؛ در حالیکه تلقی آقای هاشمی در آنزمان این بود که حوزه سیاست و قدرت را باید از آفت انتقاد و منتقدانی که می‌خواهند چوب لای چرخ دولت بگذارند حفظ و حتی آنان را حذف کرد تا در امنیت که لازمه رشد اقتصادی است خللی وارد نشود. از نظر دولتمردان پا به رکاب هاشمی در آن سال‌ها، تدابیر امنیتی و حفاظتی اعم از پیشگیری، تجویزی و درمان، کافی و چاره‌ساز بود. بسیاری از آنان معتقد بودند که لااقل در دوره‌ای از مراحل اولیه پیشرفت اقتصادی، دموکراسی و توسعه سیاسی سد راه رشد اقتصادی است. کم نبودند از آنان، کسانی که می‌گفتند باید با نوعی کنترل قیم مآبانه همراه با خیرخواهی سختگیرانه برنامه‌های عمرانی و صنعتی را پیش برد. آنها مرادشان دولت پدرسالاری بود که راسا در مراحلی از رشد اقتصادی، دموکراسی و ارزش‌های دموکراتیک از جمله حقوق شهروندی را قطره‌چکانی به حلقوم جامعه می‌ربخت و همپای آن به سیاست از بالا می‌پرداخت. یادمان نرود که برآمدن و فرو رفتن دولت پوپولیستی احمدی‌نژاد حقانیتی برای سیاست‌های نئولیبرال ایجاد نمی‌کند. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری شاهد بودیم که استخوانبندی برنامه و شعارهای آقای روحانی، بر شکستن تور و نگاه امنیتی در تمامی حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی سوار شده بود. با این شرایط چگونه می‌توان انتظار داشت دولت روحانی به رشد اقتصاد منهای گشایش سیاسی تکیه بزند.

ادامه نوشته

از اقدام علیه امنیت ملی تا توطئه mi6

این گزارش من در روزنامه فرهیختگان به چاپ رسید

حالا دو ماه از نخستین مورد آن ماجرای تلخ می‌گذرد. ابتدا، یک شایعه بود در لابه‌لای شایعات حوادثی و میان حرف‌های مردم؛ اما عددها که به چهار رسید، به رسانه‌ها کشیده شد. شایعه این بود؛ در اصفهان روی صورت دختران اسید پاشیده می‌شود. فرماندار اصفهان همزمان با رسانه‌ای‌شدن این ماجرا، در یک اظهارنظر، اساس چهار مورد را تکذیب کرد اما خیلی زود، چهار مورد تایید شد، هرچند ‌انگیزه هنوز مشخص نیست. خبر که در رسانه‌ها پیچید مسئولان یک به یک وارد گود شدند؛ حسن روحانی سه وزیرش را مامور کرد تا این حادثه را پیگیری کنند و تا حصول نتیجه دست از کار نکشند. رئیس قوه قضائیه هم به معاون اول خود دستور داد در اسرع وقت، با حضور در اصفهان و بررسی مجدانه، مساله را پیگیری و نتیجه را به او گزارش کند. در حالی که نزدیک به دو هفته از آخرین مورد اسیدپاشی (23 مهر) می‌گذرد، تکلیف پرونده هنوز روشن نشده و با وجود آنکه به گفته بعضی مسئولان، مظنونانی دستگیر شده‌اند، هم تریبون‌های نمازجمعه و هم اظهارنظرهای منتشرشده در مجلس و صداوسیما، نشان می‌دهد که داستان اسیدپاشی‌های اصفهان، هنوز یکی از مهم‌ترین خبرهای روز در ایران است؛ ماجرایی که وزیر پیشین اطلاعات در دوره محمود احمدی‌نژاد آن را وابسته به سیستم جاسوسی انگلستان می‌داند و برخی‌ها، ثمره بزرگنمایی رسانه‌ها.

سومین تلاش برای اعتماد پارلمان به دانشگاه

این گزارش من در روزنامه فرهیختگان چاپ شد

انگار چهارشنبه‌های حساس وزارت علوم، تمامی ندارند. بعد از «چهارشنبه» تلخی که نظر اقلیت بر اکثریت چربید و مجلس در آن رضا فرجی‌دانا را استیضاح کرد تا از آن به بعد آه حسن روحانی، هر بار که حرفی از وزارتخانه علوم به میان می‌آید، بلند شود، حالا یک چهارشنبه دیگر در پیش است و بار دیگر ساکنان وزارت علوم چشم‌انتظارند تا ببینند امروز برایشان خوش‌یمن است یا نه. این بار محمود نیلی‌احمدآبادی به‌عنوان وزیر پیشنهادی علوم دولت یازدهم، به مجلس معرفی شد تا شاید چهره‌ای که کمتر سیاسی است و بیشتر علمی، بتواند از سد اقلیتی از نمایندگان که از روز اول معرفی کابینه به مجلس دم به ساز مخالف دمیدند، بگذرد. با این حال اما تجربه یک سال گذشته وزارت علوم نشان داده است که تا آخرین لحظه نمی‌توان اتفاقاتی را که برای وزیر این وزارتخانه در مجلس می‌افتد، پیش‌بینی کرد. اما آنچه مشخص است این است که اقلیتی از ساکنان موقت بهارستان تا به حال، برای هر گزینه‌ای که از سوی حسن روحانی برای تصدی وزارت علوم معرفی شده است، فهرستی از اشکالات را فراهم آوردند تا به نوعی سنگ‌شان را جلوی پای انتخاب‌های دولت برای وزارت علوم بیندازند. آنها که اکثرا وابسته به جریان پایداری هستند، حتی برای تنها گزینه‌ای که توانست رای اعتماد مجلس را به دست آورد، آنقدر حرف و حدیث ساختند که نهایتا عمر کارش بیشتر از 10 ماه نشد و همه‌چیز وزارتخانه علوم را دوباره به روزگار بی‌وزیری کشاند. وضع پیش‌‌آمده برای وزارت علوم در دولت یازدهم از نظر صادق‌ زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که با فرهیختگان گفت‌و‌گو کرده است یک دلیل عمده دارد: «اصولگرایان بعد از حوادث سال 88، دانشگاه‌ها را با ارعاب، تهدید، فضای بسته و برگزاری متعدد کمیته‌های انضباطی اداره و تلاش می‌کردند تا تشکل‌های دانشجویی را که گرایش‌ آنها با عقیده آنها مغایرت داشت، تعطیل کنند. این رویکرد با روی کار آمدن دولت روحانی، تغییر کرد و در این شرایط طبیعی است که این گروه اقلیت هر کاری بکنند تا فضایی که در دوره احمدی‌نژاد در دانشگاه‌ها حاکم بود، دوباره به این محیط بازگردد.»