باکس منهاي صفحه - روزنامه قانون - روايت يك مرگ مشكوك

توضیح: دلیل نگارش این متن تنها، نمایش اظهارنظرات متعدد و بعضا متناقضی بود که توسط مسوولان آورده شده.




1-  مرگ يك وبلاگ‌نويس

ستار بهشتي، نامي‌است كه تا 10 روز پيش، ‌جز معدود خواننده‌هاي وبلاگش، براي هيچ فردي آشنا نبود. حالا و در شرايطي كه او در جريان بازجويي‌ها، فوت كرده، معماي دليل اين اتفاق، آنچيزي است كه به يك پازل تبديل شده است. پازلي كه تا كنون تكه‌هايي از آن پيدا و سرجايش گذاشته شده اما هنوز مشخص نيست كه در نهايت به يك تصوير واضح، كه همان مقصر است منتهي مي‌شود يا نه.

 2-  ستار بهشتي كيست؟

بر اساس اخباري كه منتشر شده، ستار بهشتي 35 سال داشته. کارگري ساکن رباط کريم در اطراف تهران بوده و مدرك تحصيلي‌اش نيز سيكل بوده است. او روز نهم آبان ماه 1391 به اتّهام «اقدام عليه امنيّت ملي از طريق فعاليت در شبکه اجتماعي و فيس‌بوک» توسط پليس فتا دستگير و در روز 13 اين ماه درگذشت.

 3-  اظهارات ضد و نقيض

گرچه خبر فوت ستار بهشتي با حدود يك هفته تاخير منتشر شد اما از آن روز تا حالا اظهارات ضد و نقيض بسياري در اين باره صورت گرفته است. اظهاراتي كه شايد پيدا كردن تكه‌هاي مفقود پازل چرايي مرگ ستار بهشتي را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. در ادامه اين اظهارات را به صورت روزانه مي‌خوانيم.

ادامه نوشته

سرمقاله‌ام در روزنامه قانون --- دشمن اصلي تصميمات نسنجيده است

كامران دانشجو1- ما كه نديديم، اما شنيديم كه روزگاري در ميانه دهه شصت، در شرايطي كه وضعيت اقتصادي كشور بهتر از اين‌روزها بود، يكي از بزرگان علمي ايران داشت از كشور خارج مي‌شد. در فرودگاه جلويش را گرفتند. گفتند كه گردنبند همسرت ارز است كه در حال خروج از ايران است. او رو به مامور كرد و با اشاره به مغزش گفت «ارز من هستم كه دارم از كشور مي‌روم.» روايت آن روز، حالا دوباره در حال تكرار است. آمار فرار مغزها روز به روز بيشتر مي‌شود. سياست‌هاي علمي كشور كه وزارت علوم منشا اصلي آن است باعث شده تا مغزها از كشور خارج شوند. مغزهايي كه در طول چند سال گذشته،‌ كامران دانشجو در مقام وزير علوم، حداقل بخشي از آنها را مورد عتاب قرار داد. اتفاقي كه باعث شد بسياري از دانشجويان رتبه‌هاي برتر توسط دانشگاه‌هاي خارجي جذب شوند و حالا،‌ فكرشان را نه براي كشور كه براي ديگران خرج كنند.
 
2- همين ديروز وزير محترم علوم در اظهارنظري جالب اعلام كرد كه «ما جلوی تحریکات دشمن علیه نظام در درون دانشگاه‌ها را می‌گیریم». او گفت كه «دانشگاه محل کف وسوت نیست» و به اين نكته هم اشاره كرد كه «درهای دانشگاه به روی افرادی باز است که حرف علمی و منطقی بزنند و سکوی تبلیغاتی فرد و حزبی نخواهد بود.» موضوعي كه در نگاهي عميق نشان از آن دارد كه بازگو كننده طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها، حالا به دنبال آن است كه درهاي دانشگاه را به روي بسياري ببندد. معيار او حرف علمي و منطقي است. چيزي كه با هيچ وسيله‌اي قابل اندازه‌گيري نيست. اتفاقي كه باعث شده بسياري از نخبگان به صورت ناخواسته به نوعي جلوه داده شوند كه گويي در مقابل نظام،‌ ايستاده‌اند.

ادامه نوشته

گزارشم در روزنامه آرمان - زنی كه خودش است با روحیات خودش

لیلا حاتمی - رمجدایی نادر از سیمین؛ لیلا؛ سعادت‌آباد؛ بی‌پولی؛ كمال‌الملك یا دلشدگان. هر كدام را كه ببینی، ناخودآگاه حواست می‌رود به بازی دختری كه روزهای كودكی‌اش را در یك خانواده كاملاً سینمایی گذراند. پدرش، یك سر و گردن از سینمای ایران بالاتر بود و مادرش هم بازیگر سینما بود. این؛ روایت دختری است كه این‌روزها، بر گردن سینمای ایران در عرصه بین‌المللی دین دارد. حرف، درباره لیلا حاتمی است. زنی كه بازیگری‌اش را در كنار علی حاتمی آغاز كرد اما هر چه بود، «لیلا» روایتی جدید را در بازیگری‌اش به وجود آورد. روایتی كه نشان داد او هم در زندگی و هم در بازی‌هایش، ورای سنت و مدرنیته است. خودش است با روحیات خودش.

بانوی محتاط

مخاطبان حواس‌جمع سینمای ایران، لیلا حاتمی را خوب می‌شناسند. بانوی محتاطی كه احتیاطش به خاطر همین موقعیت پیچیده او در برخورد با سنت و مدرنیته است. لیلا حاتمی در انتخاب فیلم‌هایش احتیاط می‌كند. در نوع برخوردهایش احتیاط می‌كند. در مقابله با آتش‌گرفتن سینمایی كه ارث پدری‌اش بود احتیاط كرد. در صدایش احتیاط می‌كند. در فعالیت‌های جانبی‌اش كه شاید همان كافه‌داری با علی مصفاست احتیاط كرد. در بازی‌اش احتیاط می‌كند و همین احتیاط هم او را امروز به عنوان یكی از بهترین‌ها در سینمای ایران معرفی می‌كند. شاهد این اتفاق همین بیست و چند فیلمی است كه در كارنامه كاری او قرار گرفته. نام هر كدامشان را كه ورق بزنی، حرفی جدید را می‌بینی. همین‌ آخرین‌ بازی‌هایش را هم مرور كنیم مدركی می‌شود بر این ادعا. «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجویی اگر هیچ چیز نداشت، حداقل بازی خوب لیلا حاتمی را داشت. «پله آخر» علی مصفا در سیطره بازی همسر كارگردان بود و «جدایی نادر از سیمین» را هم كه كمتر فردی است ندیده باشد و در زمان تیتراژ برای نام لیلا حاتمی احسنت نگوید. احسنت به بازیگری كه در نهم مهرماه ۱۳۵۱ به دنیا آمد. دیپلم ریاضی فیزیک را در تهران گرفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشته برق شروع به تحصیل کرد. تحصیل در این رشته را پس از دو سال نیمه کاره رها کرد و به دانشگاه لوزان، سوئیس رفت و آن‌جا ادبیات فرانسه خواند. به علت بیماری پدرش در ۱۳۷۵ تحصیل را نیمه‌کاره رها کرد و به ایران بازگشت. در سال ۱۳۷۸ با علی مصفا ازدواج کرد. دو فرزند به نام‌های مانی و عسل دارد و به چهار زبان انگلیسی، فرانسه، فارسی و آلمانی تسلط دارد.
ادامه نوشته

پرونده‌ام در روزنامه قانون ... بررسي ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات

انتخاباتتعريف اصلاحات

اصلاحات به جریان سیاسی‌ای گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق اجرا اصلاحات در قوانین و سیاست‌ها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ می‌کند. در مشي اصلاح‌طلبی حرکت در چهارچوب قانون و ساختار قانون اساسی و پیگیری مطالبات بدون قانون شکنی اصل اساسی به شمار می‌رود و اعتقاد بر این است که در صورت لزوم حتی تغییر قانون نیز باید به شیوه مسالمت‌آمیز و حقوقی صورت گیرد.

اصلاح‌طلبي پس از انقلاب

اصلاح‌طلبان در ايران یک جناح و جریان سیاسی داخل حکومت هستند که مدتی پس از واقعه دوم خرداد 76 به این اسم خود را نمایاندند. اصلاح طلبان با پیروزی در انتخابات هفتمین دورۀ ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ و با به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی به‌عنوان رئیس قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران با بیش از ۲۰میلیون رأی، توانستند وارد عرصه حاکمیت بشوند و پس از آن، اکثریت مجلس ششم و نخستین شورای شهر تهران را نیز به دست آوردند.

اصلاح‌طلبان و انتخابات 9 و 10

پس از آنكه مصطفي معين به عنوان كانديداي اصلاح‌طلبان در جريان انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري اقبال عمومي را به دست نياورد، راه افول اين گروه از درون سياست ايران آغاز شد. چندي بود كه آنها مجلس شوراي اسلامي را از دست داده بودند و حالا هم رياست‌جمهوري‌ را. به همين دليل آنها تلاش كردند تا در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با قدرت بيشتري حاضر شوند. آنها در اين انتخابات با دو كانديدا وارد عرصه شدند اما در نهايت هيچ كدام از آنها موفق به پيروزي نشدند.

ادامه نوشته

احمدی نژاد، زیر تیغ مجلس

گاحمدي‌نژاد در مجلسرفتن ناگفته‌ها توسط احمدی‌نژاد. این ماحصل جلسه هیات رئیسه شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس با رئیس‌جمهور است. رئیس‌جمهوری که حداقل در طول یک ماه گذشته، حرف‌هایی را زده که در تاریخ سیاسی ایران، کمتر شنیده شده است. حالا چه آنهایی که در نامه‌اش خطاب به رئیس قوه قضاییه آورده، چه حرف‌هایی که در معدود سخنرانی‌های این مدت گفته است. اما هر چه هست، احمدی‌نژاد چند روز دیگر برای دومین بار در زمان پاستورنشینی به بهارستان می‌رود تا مقابل وکلای مردم، پاسخگو باشد. پاسخی که شاید شبیه دوره قبلی نباشد و این‌بار نماینده‌ها به شوخی‌های احمدی‌نژاد، لبخند نزنند. این‌بار حرف افزایش نجومی قیمت ارز است و تمام پیامدهایش. حرفی که شاید ساده نشود از کنارش گذشت.
فرصتی برای بیان ناگفته‌ها
احمدی‌نژاد در طول یک سال گذشته سخن گفتن از ناگفته‌ها را حداقل یکی دوبار به زبان آورده است. از روزی که در جمع خبرنگاران حاضر شد و به دفاع تمام قد از همکارانش پرداخت تا حالا که در جمع نمایندگان مجلس اعلام کرده پاسخگویی به وکلای مردم را فرصتی برای حرف‌های ناگفته می‌داند. موضوعی که حسین علی‌حاجی دلیگانی، عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس مورد تاکید قرار داده و اعلام کرده” در این جلسه اعضای فراکسیون به صراحت، اشکالات رئیس‌جمهور را بیان کردند، احمدی‌نژاد نیز از بیان این مطالب استقبال کرد و در برخی موارد نیز اشکالات را پذیرفت.” البته وعده‌های احمدی‌ن‍ژاد در مورد بهبود شرایط اقتصادی در این جلسه هم ادامه داشته. علی‌حاجی دلیگانی در این‌باره گفته” رئیس جمهور در این جلسه تاکید کرد باید در مقابل مشکلاتی که دشمن بوجود آورده ایستادگی کنیم و دولت مصمم به پیگیری مشکلات اقتصادی است.”
دعوای حدنصاب
«امضاهای طرح سوال از رئیس‌جمهور نصاب دارد.» این جمله جواد جهانگیرزاده، عضو هیات رئیسه مجلس است. او پاسخ تمام افرادی که گفته‌اند هنوز امکان عدم سوال از رئیس‌جمهور وجود دارد را اینگونه داده که «پس از قرائت این طرح در صحن علنی مجلس حتی اگر یک امضاء باقی بماند این طرح اجرایی خواهد شد.» موضوعی که دیگر، تمام نگاه‌ها را به سمت تریبون فیروزه‌ای ساختمان هرمی بهارستان معطوف می‌کند، تا مشخص شود رئیس جمهور در پاسخ به سوالات متفاوت نمایندگان چه پاسخی می‌دهد. سوالاتی که تا کنون 83 امضاء را در پای خود می‌بیند و به گفته علی مطهری «دیگر قابل بازگشت نیست.»
جدال چهار و دو
حرف سوال از رئیس‌جمهور که می‌شود عده‌ای موافق می‌گویند دو  و عده‌ای مخالف می‌گویند، چهار. حالا هم همان است. صحبت از طرح سوال که شد، علی مطهری،‌ فریاد دو را بلند کرد و موافقان احمدی‌نژاد، فریاد‌ چهار. با این وجود نماینده موافقان یعنی علی مطهری گفته « زیر بمباران هم باید از «رئیس‌جمهور» سوال شود.» او به این نکته تاکید کرده که «توصیه برخی دوستان مبنی بر «حفظ آرامش» را نمی‌پسندم؛ کشور ما با توجه به شرایط همیشه دچار بحران است و سوال پرسیدن یا نپرسیدن از رئیس جمهور دلیل بر وجود یا عدم وجود بحران نیست.» این اظهارنظر شاید جوابی باشد به گفته رییس کمیسیون اجتماعی مجلس که گفته «سوال از رئیس جمهور و استیضاح وزرا در این شرایط معنی ندارد.» حتماً تلنگری هم بوده به حرف حسین کامران، نماینده اصفهان در مجلس، که سوال از احمدی‌نژاد را سبب به وجود آمدن بحران در کشور دانسته بود.
در این شرایط باز هم آنچه برای مردم باقی مانده، علامت سوال درباره نتیجه این پرسش مجلس است. افکار عمومی که بعد از سوال قبلی مجلس از دولت، آنچنان به تغییر امیدوار نیستند حالا منتظر مانده‌اند تا ببینند نتیجه تلاش‌های علی مطهری و 82 همکارش در مجلس چه خواهد شد؟

اظهارنظرها و نگرانی‌ها از طرح قانون جدید انتخابات // روایت ماندن ها و نماندن ها

حهاشمي - سيد حسنذف هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی. این، تحلیل بسیاری افراد است، بعد از رسانه‌ای شدن طرح جدید انتخابات. طرحی تهیه شده توسط کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس. همان که در کنار تمام بایدها و نبایدهایش کمترین سن نامزدها را 45 سال و بیشترینش را 75 سال می‌داند. این حرف، هنوز یک طرح است. طرحی که گرچه تلویحاً توسط رئیس‌ مجلس تایید و از آن دفاع شد اما هنوز باید منتظر باشد تا در پارلمان ایران و سپس شورای نگهبان به تصویب برسد. اما هر چه هست، همین گفته‌ها باعث شده تا از آن روز مخالفان و موافقان،‌ دغدغه‌های خود را در رسانه‌ها مطرح کنند.

اولین حرف رد
اولین حرف رد، دو، سه روز بعد از مطرح شدن این طرح مطرح شد. زمانی که مرتضی نبوی،‌ واکنش‌ روشنی به آن نشان داد. او با اشاره به اینکه طرح جدید انتخابات توسط شورای نگهبان رد می‌شود، گفت: «در شرایطی که تنها چندماه به انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده، اینکه بخواهیم قوانین آن را تغییر دهیم، مصلحت نیست.» اتفاقی که پورمحمدی در دوره وزارتش در ساختمان فاطمی، ‌آن را به رهبری تقدیم کرد و ایشان هم آن رابه مجمع فرستادند اما در نهایت مسکوت ماند.

دومین حرف رد
« طرح تغییر مجری انتخابات در این شرایط به مصلحت نیست و با اصل تفکیک قوا مغایر است.» این دومین حرف رد به طرح تغییر قانون انتخابات ریاست‌جمهوری است. حرفی که توسط وزیر کشور زده شد. نکته‌ای که روی موج حرف و حدیث‌ها درباره اینکه دولتی‌ها بیشتر از همه از این طرح ناراضی هستند. دلیلشان هم روشن است. کاهش اختیارات دولت و افزایش اختیارات قوه قضاییه. حالا وزیر کشور هم همان حرف نبوی را می‌زند و می‌گوید: «در این زمان تغییر قانون مصلحت نیست.»

اولین نگرانی
بعد از این حرف‌ها، رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، طرح را رد نکرد و نگرانی خود را از آن بیان داشت. تیمور علی عسگری با حضور در نمایشگاه مطبوعات، نگرانی‌اش را  ازبه وجود آمدن شائبه حذف سید حسن خمینی و هاشمی بر اساس قانون جدید مطرح کرد. او اصلاح قانون انتخابات را یک ضرورت دانست و بر این نکته تاکید کرد که باید از اصلاح قانون انتخابات در شکل موردی، موسمی و سلیقه‌ای پرهیز شود. علی عسگری بدون اشاره به موضع مجمع تشخیص مصلحت نظام به طرحی که برای تغییر قانون انتخابات به آن ارائه شده بود، گفت: دولت باید پیش از ورود کمیسیون شوراها به اصلاح قانون انتخابات لایحه جامع انتخابات را به مجلس تقدیم می‌کرد و حتی شورای نگهبان نیز خواستار این موضوع بود اما متاسفانه این لایحه تقدیم نشد. او در نهایت حرف نبوی را باز هم تکرار کرده و گفت که شورای نگهبان به طرح اصلاح قانون انتخابات ایراد قانون اساسی خواهد گرفت. این اولین نگرانی از تغییر قانون انتخابات بود. قانونی که برای تصویب‌ شدنش هم مجلس باید آن را تایید کند و هم شورای نگهبان و بدون شک در این بین اظهارنظرها همچنان ادامه دارد.