از اقدام علیه امنیت ملی تا توطئه mi6

این گزارش من در روزنامه فرهیختگان به چاپ رسید
حالا دو ماه از نخستین مورد آن ماجرای تلخ میگذرد. ابتدا، یک شایعه بود در لابهلای شایعات حوادثی و میان حرفهای مردم؛ اما عددها که به چهار رسید، به رسانهها کشیده شد. شایعه این بود؛ در اصفهان روی صورت دختران اسید پاشیده میشود. فرماندار اصفهان همزمان با رسانهایشدن این ماجرا، در یک اظهارنظر، اساس چهار مورد را تکذیب کرد اما خیلی زود، چهار مورد تایید شد، هرچند انگیزه هنوز مشخص نیست. خبر که در رسانهها پیچید مسئولان یک به یک وارد گود شدند؛ حسن روحانی سه وزیرش را مامور کرد تا این حادثه را پیگیری کنند و تا حصول نتیجه دست از کار نکشند. رئیس قوه قضائیه هم به معاون اول خود دستور داد در اسرع وقت، با حضور در اصفهان و بررسی مجدانه، مساله را پیگیری و نتیجه را به او گزارش کند. در حالی که نزدیک به دو هفته از آخرین مورد اسیدپاشی (23 مهر) میگذرد، تکلیف پرونده هنوز روشن نشده و با وجود آنکه به گفته بعضی مسئولان، مظنونانی دستگیر شدهاند، هم تریبونهای نمازجمعه و هم اظهارنظرهای منتشرشده در مجلس و صداوسیما، نشان میدهد که داستان اسیدپاشیهای اصفهان، هنوز یکی از مهمترین خبرهای روز در ایران است؛ ماجرایی که وزیر پیشین اطلاعات در دوره محمود احمدینژاد آن را وابسته به سیستم جاسوسی انگلستان میداند و برخیها، ثمره بزرگنمایی رسانهها.
زندگانی ما به زندهمانی تبدیل شده؛ این روایت امروز و دیروز نیست؛ روایت سالها و دردهاست. لابلای همین زندهمانیهاست که نتیجه میگیریم تا بگوییم "هیچیم اگر منتقد نباشیم". اما تا نقد میکنیم، ناخودآگاه كافر میشویم؛ چراکه نمیدانیم بودنمان برای چیست.