گزارشم در مجله نسیم بیداری --- قانون پشت قانون
داستان نقل امروز و دیروز نیست. حرف، بر میگردد به روزگاری که انقلاب، چند سالی از تولدش گذشته بود. روزگار بعد از اولین انتخابات ریاست جمهوری که در آن بی هیچ قید و شرطی، هر که خواست، به صحنه آمد. تعدادشان گرچه با تعداد آنها که امروز وارد عرصه میشوند، قابل مقایسه نبود، اما سرانجام کار به جایی رسید که قانون گذاران به دنبال راهی برای قانونمند کردن انتخاباتهای کشور افتادند. قانونی که تا امروز نزدیک به ۲۵ مرتبه دستخوش اصلاح شوده و هنوز هم هر بار که صدای انتخابات در کشور بلند میشود، باز هم حرف تغییراتش به میان میآید.
اولین دوره، اولین قانون
پنجم بهمن ماه سال ۵۸. این تاریخ برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران است. درست زمانی که دولت موقت مهدی بازرگان استعفا کرده بود و شورای انقلاب، اداره امور اجرایی کشور را بر عهده داشت. در این شرایط، قرار شد تا اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شود. تا نهم دی ماه، ۱۲۰ نفر اعلام آمادگی و ثبت نام کردند. همه چیز بر پایه قانونی که شورای انقلاب در بیست و هشتمین روز آذرماه آن سال در مورد انتخابات نوشته بود، بنا شد. قانونی که ۳۷ ماده داشت و در همان هم، تاریخ پنجم بهمن ماه ۵۸ برای برگزاری انتخابات ذکر شده بود. اولین قانون انتخابات میگفت که انتخاب کنندگان باید تبعه ایران باشند و ۱۶ سالشان هم شده باشد. این قانون میگفت که نامزدها هم باید تا پایان وقت اداری هشتم دی ماه خود را به وزارت کشور معرفی و مدارکشان را تحویل دهند. البته نخستین قانون انتخابات، که بیشتر رفع تکلیفی برای برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران به نظر میآمد، دیری نپایید که دچار اولین اصلاح شد. اصلاحی که آن را به ۳۳ماده تقلیل داد و در نهایت چهار روز قبل از برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری به تصویب رسید.
زندگانی ما به زندهمانی تبدیل شده؛ این روایت امروز و دیروز نیست؛ روایت سالها و دردهاست. لابلای همین زندهمانیهاست که نتیجه میگیریم تا بگوییم "هیچیم اگر منتقد نباشیم". اما تا نقد میکنیم، ناخودآگاه كافر میشویم؛ چراکه نمیدانیم بودنمان برای چیست.