گزارشم در سایت قانون / آن‌ها تن می‌فروشند؛ تنها با یک کارت شارژ

پی نوشت؛ بعد از مدت ها که دل و دماغ نوشتن توی این وبلاگ رو نداشتم، اقبال عمومی از آخرین گزارشم توی سایت قانون باعث شد که دوباره نوشتن و قرار دادن مطالبم روی این وبلاگ رو شروع کنم...


زنگ هشدار برای گسترش روسپیگری مجازی

آن‌ها تن می‌فروشند؛ تنها با یک کارت شارژ

روسپیگری مجازییک شارژ 2 یا 5 هزار تومانی. این تمام دستاورد کاسبی جدید است برای روسپیان اینترنتی. کارشان شده از صبح تا شب پای اینترنت نشستن و دنبال مشتری گشتن. از هر راهی هم استفاده می‌کنند. مسنجر یاهو یا فیس‌بوک. برایشان فرقی ندارد کجا هستند. برایشان شارژهای تلفن همراه مهم است و مشتریان پر و پا قرص. جستجویی کوتاه در لابه‌لای شبکه‌های مجازی یا اتاق‌های مسنجر خیلی از آنها را نشان می‌دهد. بعضی‌هاشان واقعاً روسپی‌اند و بعضی‌هاشان هم به دنبال دزدی اینترنت.

شارژ 2 تومانی 10 دقیقه؛ تست هم نمی‌دهم!
راهش خیلی ساده است. آن‌ها با ساختن یک «آی دی» به دنیای چت وارد می‌شوند. نام و نشانی که می‌تواند هیچ بویی از واقعیت هم نبرده باشد. نام و نشانی مجازی در دنیایی مجازی. دنیایی آمارها نشان می‌دهد 70 درصد حاضران‌اش را جوانان تشکیل می‌دهند. 55 درصدشان بین 16 تا 25 و 45 درصد هم بالاتر از 25 سال. برای پیدا شدنشان تنها چند دقیقه حضور در اتاق‌های چت کافی است. با این جمله خود را معرفی می‌کنند. من ... هستم. ... ساله. شارژ می‌گیرم. وب (ارتباط تصویری) می‌دهم. وُیس (ارتباط صوتی) هم می‌دهم. بعضی‌هاشان می‌گویند تست هم می‌دهم تا مطمئن شوید و بعضی‌هاشان هم اهل تست دادن نیستند. وقتی با آنها چت خصوصی را آغاز می‌کنی حرفی ندارند جز اینکه اول شارژ می‌خواهند. کارشان را وقتی آغاز می‌کنند که شارژ بگیرند. بساط چانه‌زنی اینجا هم برپاست. بعد از چانه‌زنی‌های معمول، رقم می‌شود 10 دقیقه وب، یک شارژ 2 هزار. نیم ساعت، یک شارژ 5 هزار تومانی. آن‌ها تن‌فروشی می‌کنند، بدن خود را به نمایش می‌گذارند، حرف می‌زنند و هر کاری که بخواهی می‌کنند تا در نهایت از دیدنشان خسته شوی. خسته که شدی می‌روند سراغ مشتری بعدی. روایت مکرری که در روز بارها صورت می‌گیرد. بگذریم از اینکه در این بین بعضی دزدهای اینترنتی هم هستند که از این ترفند استفاده می‌کنند تا فقط شارژ بگیرند و باز بگذریم از آن‌هایی که شارژ دادنشان دزدی است. 

 

ادامه نوشته

افشای سیاسی کاری میراث فرهنگی

اسنادچند روز قبل، پنجمين مديرعامل سازمان ميراث فرهنگي استان تهران در طول چهار سال گذشته، كه هنوز چند روزي از آغاز كارش در اين سازمان نمي‌گذشت، جمعي از خبرنگاران حوزه ميراث فرهنگي را به بازار دعوت كرد تا در جريان اين بازديد اعلام كند كه فعاليت‌هاي شهرداري تهران در بازار پايتخت باعث تخريب بافت تاريخي اين بخش از تهران شده است.

قصه از كجا شروع شد

قصه از اينجا آغاز شد كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان تهران، در شرايطي خواست پنجمين مديرعامل خود را معرفي كند كه مجبور بود براي اين كار از خبرنگاران براي بازديد از يك محل با بافت قديمي در تهران دعوت كند؛ اما طبيعتا اين محل، آن چند صد محلي كه سازمان ميراث فرهنگي توجه چنداني به آنها ندارد و در حال تخريب است، نبود. بازار تهران به عنوان يك محل تاريخي كه در جريان بازديد از آن مي‌شد شرايط را به گونه‌اي نمايش داد كه در نهايت برداشت‌هاي سياسي لازم در اين حوزه هم به دست آيد بهترين گزينه براي بازديد به حساب مي‌آمد. پس، خبرنگاران دعوت شدند از بازار تهران بازديد كنند تا هم مديرعامل جديد سازمان ميراث فرهنگي استان تهران را بيشتر بشناسند و هم بازار را به گونه‌اي ببينند كه انگار در حال تخريب است. در اين زمان است كه قطعا خبرنگاران دنبال مقصر مي‌گردند و چه بهتر از اينكه شهرداري تهران به عنوان مقصر تخريب بازار معرفي شود.

آيا بازار تخريب شده است؟

سوال اين است كه آيا بازار تهران در طول دوره فعلي مديريت شهري تخريب شده است‌؟ نادر كرمي شهردار منطقه 12 تهران با اشاره به اينكه شهرداري تهران در طول اين سالها نه تنها بازار را تخريب نكرده است بلكه در راستاي حفظ آن تلاش كرده مي‌گويد: اقداماتي كه شهرداري تهران در اطراف و داخل بازار تهران با بودجه خود و كمك مردم اجرا كرده است همگي نشان از آن دارد كه مديريت شهري عزم جدي براي حفظ منطقه بازار دارد و اگر مجوزي براي ساخت و ساز در بازار ارائه شده است تماما با مجوز ميراث فرهنگي صورت گرفته است

ادامه نوشته

استفاده از فضای مجازی راه جدید جذب توریسم"صفر و یک معجزه‌گر"

کدامروزه و در شرایطی که دنیای مجازی بسیاری از امکانات را در دسترس علاقمندان سراسر دنیا قرار داده و این امکان را بوجود آورده که با حذف زمان، از یک نقطه دنیا به دورترین نقاط سفر کنند، باید پذیرفت که حرکت در راه دهکده بزرگ جهانی هموار شده و کشورها می‌توانند با استفاده از آن مرزهای جغرافیایی را به مقاصد مختلف بشکنند. امروزه بسیاری از کشورهای جهان با اتکاء به قدرت دنیای مجازی، پیشرفت‌های بلاتصوری را بدست می‌آورند و از آن پیشرفت‌ها در حوزه‌های مختلف علمی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی استفاده می‌کنند. امروزه حتی در مورد تبلیغات سیاسی هم یکی از بهترین راه‌ها دنیای مجازی شده به طوری که رییس جمهور کنونی آمریکا بخشی عمده‌ای از تبلیغات انتخاباتی خود را از طریق فضای مجازی انجام داد. امروزه بسیاری از دانشگاه‌های معتبر دنیا از طریق فضای مجازی، بخش عمده‌‌ای از فعالیت‌های خود را انجام می‌دهند بیشترین ارتباطشان را با دانشجویان از این طریق فرض کرده‌اند. امروزه دنیای مجازی در بسیاری از موارد جای فعالیت‌های شخصی را گرفته و کارهای انسان را راحت می‌کند. از رزرو بلیت اتوبوس و قطار و هواپیما گرفته تا انتخاب هتل و واریز قبوض مختلف همه و همه در دنیای مجازی ممکن شده و زندگی را برای مردم آسان کرده است. در این بین بی‌شک موضوع گردشگری هم از موضوعاتی است که مورد توجه دنیای مجازی قرار گرفته است. یا به عبارت بهتر باید اینطور اذعان کرد که دنیای این دنیای مجازی بوده که اکنون بسیاری از کشورها در حوزه گردشگری هم از آن استفاده می‌کنند. اکنون بسیاری از کشورها و شهرهایی که در صنعت گردشگری به موفقیت رسیده‌اند با استفاده مفید از فضای مجازی سعی می‌کنند تا در راستای افزایش توریسم تلاش کنند. امروزه بسیاری از کشوهای صاحب رتبه در میان کشورهایی که دم از توسعه یافتگی در حوزه گردشگری می‌‌زدند با درک موضوع مهم استفاده از فضای مجازی برای معرفی خود و شهرهای توریسم پذیرشان نهایت استفاده از این امکان را می‌برند و سعی می‌کنند با استفاده از آن به بهترین شکل ممکن راه ورود گردشگران را هموار سازند. آنها به این درک رسیده‌انذد که ورود گردشگر به کشورشان تنها ورود گردشگر نیست بلکه ورود سرمایه، تعامل فرهنگ و آداب رسوم، دیپلماسی سیاسی و چندین و چند موضوع دیگر است که هر کدام از آنها می‌تواند به عنوان راهی برای پیشرفت یک کشور به حساب آید.

ادامه نوشته

30 سالگی انقلاب و رشد ناموزون گردشگری شهری "ما هیچ ما نگاه"

ما هیچ           1) دهه چهارم انقلاب اسلامی ایران در شرایطی کلید می‌خورد که این کشور در طول سی سال گذشته در بسیاری از حوزه‌ها پیشرفت قابل توجهی داشته است. ایران در طول این سال‌ها گرچه به عنوان یک کشور در حال توسعه در تحریم کشورهای توسعه یافته بوده و هست اما با این وجود توان آن را یافته تا در حوزه‌های مختلف به اتکای متخصصان داخلی، دستاوردهایی را به ثمر برساند که مورد توجه خاص و عام باشد. شکی نیست که تک تک برگ‌های تاریخ سی سال گذشته انقلاب در شرایطی که در بعضی از موارد گرد و خاک جنگ و درگیری را به خود گرفته اما سرفراز است از پیروزی‌هایی غرور آفرین که موجی از شادی را به وجود آورده و آینده روشنی را نوید می‌دهد. اگر بنا به شمارش دستاوردهای انقلاب باشد بی‌شک داستان مثنوی هفتاد من دوباره تکرار می‌شود و رشته داستان از دستان خارج می‌شود. امروزه دیگر ایران روی پای خود می‌ایستد و با افتخار از داشته‌هایش می‌گوید و به آنها افتخار می‌کند. داشته‌هایی در حوزه صنعت، بهداشت، تکنولوژی و چندین و چند حوزه دیگر به حدی رسیده که امروز آنها را به دنیا تعمیم دهد و به دفاع از آنها بپردازد.

       2) در کنار تمام پیشرفت‌های فیزیکی این سی سال، ایران توانسته است به رشد و بلوغی در حوزه فرهنگ دست پیدا کند. البته فرهنگ به معنای عام کلمه. حال چه آن را در بعد فرهنگ اجتماعی قرار دهیم، چه بعد سیاسی، چه بعد شهرنشینی و چه دیگر ابعاد موجود. از طرف دیگر تمام زیرمجموعه‌های فرهنگی در این سال‌ها به رشد قابل توجهی دست یافته که می‌توان از آنها به عنوان یکی از دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران نام برد. زیر مجموعه ای مانند مطبوعات، سینما، تلویزیون و امثالهم.

       3) در کنار تمام این پیشرفت‌ها نباید از بعضی موضوعات مهم که مورد غفلت واقع شده هم غافل شد. باید بپذیریم با وجود تمام اتفاقات موثری که در حوزه میراث فرهنگ، صنایع دستی و گردشگری در طول سال‌های انقلاب به دست آمده اما هنوز هم راه بسیاری تا مدینه فاضله گردشگری در ایران باقی است. باید بپذیریم که فعالیت‌هایی که در این سی سال در راستای افزایش جذب گردشگر و مشخصاً گردشگر شهری در ایران صورت گرفته، آنطور که باید و شاید مناسب نبوده و حتی در بعضی از موارد راه افول را نیز پیموده است. باید بپذیریم که استعدادهای ایران در حوزه گردشگری بسیار بیشتر از این چیزی بود که امروز از آن به عنوان گردشگری شهری یاد می‌کنند. باید بپذیریم که سازمان‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در طول تاریخ انقلاب کم کار بوده‌اند و باز هم باید بپذیریم که سازمان کنونی از تمام ادوار گذشته کم‌کار تر که نه بلکه بی‌توجه‌ترین سازمان بوده است. باید بپذیریم که مسوولان سازمان میراث فرهنگ و صنایع دستی در دوره کنونی هیچ برنامه هدفمندی برای به ثمر نشستن تلاش بیست و اندی سال گذشته خود انجام نداده و این روندی که اکنون مشاهده می‌شود هم حاکی از آن است که بنا نیست ترتیب اثری در این راستا داده شود.

ادامه نوشته

تکرار قصه تنهایی و بی‌توجهی

حمامدیگر از آن نامی که روزگارانی نه‌چندان دور در نقشه تهران که حاج توسط نجم‌الملك تهیه شده بود، تنها لوحی سنگی مانده و نامی که هیچ کدام از مسوولان کشور کوچکترین اعتنایی هم به آن نمی‌کنند. حمام خانم. نامی که شاید بسیاری از تهرانیان حتی یک بار هم نشنیده باشند و در صورت شنیدم هم اعتنایی به آن نکنند. حدود 430 سال پیش به دستور خواهد شاه طهماسب صفوی حمامی در تهران ساخته شد که در بازارچه نایب السلطنه قرار داشت و به همراه آن تکیه و مدرسه‌ای نیز احداث شد. این حمام در كنار مدرسه حكیم باشی قرار گرفت تا نمادی از آثار به جا مانده از عهد صفوی در تهران باشد. این حمام تاریخی که در محله چاله میدان نزدیك به دروازه دولاب قرار دارد یکی از تنها یادگاران دوران صفوی است که بعد از آنکه در سال 82 به شماره ثبتی 10411 به ثبت آثار ملی درآمد، بر خلاف تصور عموم به حال خود رها شد تا دلخوش به شکوه گذشته روزهای پایانی جلالش را به نظاره بنشیند. از آثار به جا مانده از دوران شاه طهماسب در بازارچه نایب السلطنه به جز حمام خانم و بخشی مخروبه از حسینیه‌ای قدیمی كه به جای تكیه خانم توسط صاحب دیوان ساخته شده بود، هیچ اثری باقی نمانده و مدرسه خانم نیز در همان دوران به دست افاغنه تخریب شد. آری. حمام خانم که روزگاری غبار از تن خسته تهرانیان باصفا می‌شست، خاطرات روزهای خوش اهالی بازارچه نابی‌السلطنه را در خزینه گرم و تاریک خود برای همیشه مدفون کرده و با ادامه روند کنونی به نظر می‌رسد که تا چند سال آینده از این حمام تنها نامی در ذهن دوستداران میراث فرهنگی باقی بماند.

ادامه نوشته

جاذبه فراموش شده توریسم مذهبی

سقاخانهشاید غیرقابل باور باشد که در شهرهای بزرگ امروز ایران، همان‌هایی که فوران تحرک و جنب و جوش در آنها موج می‌زند، همچنان گوشه‌هایی از صفا و صمیمیت در بخش‌های تاریخی و کهنشان پیدا شود. خانه‌هایی از کاه و گل، کوچه‌هایی که دو نفر نمی‌توانند همزمان از آنها عبور کنند و گذرهایی که روزگاری مردی و مردانگی در آنها موج می‌زد. همانجایی که بقال و قصاب و نجار و نانوانه همگی به هم احترام می‌گذاشتند و این حرمت بود که حکم می‌راند. شاید غیر قابل بور باشد که در این شهرهای شلوغ همچنان مکان‌های بی ریایی هستند که مردم در کنار آنها عاشقانه و عارفانه با خدای خویش خلوت کنند و حرف دلشان را بدون ذره‌ای از ریا به خالقشان بزنند. آری؛ هنوز سقاخانه‌هایی هستند که روزگاران را یک به یک در کنار مردمانی که گوشه‌ای از زندگیشان را گره‌ای مختل کرده گذرانده و درد دل تک‌تکشان را در حافظه دارند. هنوز در گوشه و کنار این شهرهای تو در تو سقاخانه‌هایی هستند که هبچ حریمی ندارند و ارتباطشان با عموم مردم ساده و بی‌ریاست. این مکان‌های مقدسی که در کشور وجود دارند و از حفره‌ای 30 سانتی‌متری تا بنایی بزرگ و خانه‌مانند، مساحت دارند. سقاخانه‌ها را می‌توان پدیده‌هایی اجتماعی _ مذهبی با قدمتی دیرینه نامید كه در آن آب، این مایع حیات بخش، به رایگان در اختیار رهگذران تشنه قرار می‌گیرد. این شاید ساده و کوتاه‌ترین تعریفی باشد که از سقاخانه در تمام دایرة‌المعارف‌ها وجود دارد اما باید پذیرفت که در پس این تعریف ساده و کوتاه، مفهومی عمیق و طویل وجود دارد که درک آن گوشه‌های ناشناخته‌ای از سنت و دین را به نمایش می‌گذارد و می‌توان از آن به عنوان یکی از ناب‌ترین ارکان این دین متعالی یادکرد.

ادامه نوشته

زندگی مشروط تاریخ مشروطه

خانه مدرستاریخ، بستر عجیبی از حوادث است. در روزگارانی که مشروطیت در ایران به بتی برای پیروزی حق علیه باطل تبدیل شده بود، در روزگارانی که تمام ایران یک دل و یک صدا برای مبارزه با استبداد فریاد برآورده بودند، این مدرس و مدرس‌ها بودند که با راهبری خود، گامی به پیش راندند تا ایران را برای همیشه از بند سلطه‌گران برهانند. آن روزها مدرس خانه خود را مکتبی کرد تا مشروطه را قوت بخشد. او وقتی به عنوان نمانیده دور دوم مجلس، به ایران آمد، حتی یک خانه هم نداشت. زمینی خرید تا سه باب منزل در آن بسازد. باب اول را همان زمان فروخت تا خرج ساخت و ساز منزل را درآورد. باب دوم که بنا به همان دلیل همیشگی یعنی عدم توجه مسوولان مربوطه فروریخت و گرد و خاکش هم از بین رفت و اکنون باب سوم که همان خانه اصلی سید حسن مدرس است، روزگاری را می‌گذراند که در آن مار لانه کرده و عنکبوت پادشاهی می‌کند. گرد و خاک، صفحات تاریخ پرافتخار مشروطه را دربر گرفته و قطره‌ای آب در آب‌انبارها نیست تا شاید نشانی از زندگی در این خانه به حساب آید. برگ‌های کتاب مشروطه در گوشه‌ای از انبار این خانه طعمه موریانه شده است و دیگر هیچ یادگاری از درختان توت و گیلاس مدرس که با دست‌های خود او آبیاری می‌شد نیست. گویی در این خانه که روزگاری محل نگارش نخستین قانون دادگستری و امضای اسناد مربوطه بود، هیچ صدایی از قهقهه‌های کودکانه اسماعیل، خدیجه بیگم، فاطمه بیگم و زهرا بیگم را در ذهن ندارد. گویی دست‌های لرزان مدرس که روزگاری با همان اندام لاغر خود، برگ برگ اسناد رهایی ایران را امضاء می‌کرد هیچ‌گاه به دیواره‌های این خانه کشیده نشده و پاهای ملالت کشیده او، هیچ‌گاه از پله‌های این خانه بالا نرفته‌اند.

ادامه نوشته

کیش‌هایی که مات شده‌اند

كيشموقعیت جفرافیایی ایران و تمدن طولانی این کشور که در خود ده‌ها حکومت مختلف با طرز فکر متفاوت و نوع نگرش خاص به ساخت و ساز و دیگر وسایلی که امروز از آنها به عنوان میراث فرهنگی یاد می‌شود را جای داده است همگی سبب شده تا هر نقطه از این کشور پهناور به عنوان موقعیتی مناسب جهت جذب گردشگران معرفی شود. شهرهای زیبایی که هر کدام به یک شیوه خاص ساخته و امروز یادگاران دوران کهن ایران زمین هستند همگی از ایران کشوری را ساخته که توجه درست و برنامه‌دار می‌تواند از آن به کشوری بی‌نظیر در راستای جذب گردشگران به وجود آورد. همین شهرهایی که روزگارانی هر کدام به عنوان قطبی از قطب‌های حکومت کشور در ذهن ایرانیان نمایان بود و امروز به عنوان برگی از دفتر زرین تاریخ این مرز و بوم شناخته می‌شود را می‌توان یکی از بهترین موقعیت‌های کشور در راستای جذب توریسم شهری دانست؛ چرا که نه تنها نوع ساخت و ساز در آن‌ها مخصوص ایران و ایرانی است بلکه آداب و رسوم، نوع شهرسازی و بسیاری از عادات دیگر شهروندان این شهرها نیز عواملی هستند که از آنها می‌توان به عنوان ویژگی‌های  غیر قابل انکار و بی بدیل شهرهای ایران یاد کرد. شهر به شهر و قدم به قدم خاک این کشور که از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه آن یادآور تاریخ و حماسه‌های فراوان است، این فرضیه را که متر به متر این خاک می‌تواند به موقعیتی برای جذب توریسم و خصوصاً گردشگران شهری تبدیل شود را دو چندان می‌کند. اما در این بین این سوال پیش می‌آید که با وجود تمام این امکانات چرا منطقه‌ای از کشور به جهت توجهات بیشتر رشد بسیار بالاتری نسبت به دیگر مناطق که  ذاتاً موقعیت‌های بیشتری نسبت به مناطق رشد یافته دارند، پیدا کرده است؟ این یکی از مهمترین سوالاتی است که به نظر می‌رسد پاسخ آن را باید از مسوولان مرتبط با صنعت گردشگری ایران جویا شد و از آنها درباره علل این ناعدالتی و ناموزونی در امر توسعه صنعت گردشگری و ایجاد شرایط جذب گردشگر پرس و جو کرد.

ادامه نوشته

بازار تبريز يك گام تا جهاني شدن ؛نيم گام تا نابودي

بازار تبریزبازار تبريز اين روزها در حالي ميان سياست هاي اشتباه مديران ميراث فرهنگي استان و مديران شهري ف سخت گرفتار شده كه سال ها است تمام كارشناسان زبده ميراث فرهنگي هدار مي دهند كه بازار تبريز يكي از ماندگارترين و منحصر به فرد ترين ميراث باقي مانده است كه نمي توان آن را به راحتي به فراموشي سپرد. فراموشي كه تا كنون گريبانگير چندين بازار قديمي ساير شهرها هم شده و سبب شده تا از بازار و سراهاي قديمي شهرها هيچ خبري نباشد.
اگر بازار تبريز در گذشته صاحب مسجد،مدرسه، حمام، زورخانه، يخچال و مغازه بود و در واقع زندگي در آن جريان داشت امروز آن چنان دچار تغيير و تحول شده كه نيازمند اين شده تنها   براي ثبت جهاني درميراث يونسكو كارشناسان ميراث فرهنگي زانوي غم بغل كنند كه از هويت بازار تبريز بسياري از المان ها گم شده است .
بي ترديد بازار تبريز براي معرفي به سازمان يونسکو براي ثبت در سال 2010 ميلادي نواقصي دارد که بايد در يک پلان مديريتي تعريف شده به رفع آنها پرداخت.
 موضوعاتي همچون ايمني، آتش‌سوزي، آب و فاضلاب، برق، تلفن و گاز را از مشکلات اصلي بازار تبريز  است كه  در طول سال‌هاي گذشته علاوه بر تغيير کارکرد برخي مغازه‌ها و از بين رفتن برخي واحدها همچون حمام و يخچال، معماري آنها نيز تغيير يافته است. حريم بازار و حفظ و ر عايت مسايل جانبي آن نيز از جمله مهمترين مسايل است.
 البته نكته جالب اين جا است كه اين روزها تمام مديران ميراث فرهنگي پي برده اند كه مهمترين مسئله در مورد بازار تبريز، همدلي و همراهي مديران استان ،اصناف و اتحاديه‌ها و انجمن اسلامي بازار است.
يكي از مشكلات به وجود آمده كنوني در بازار تبريز عدم جلب همکاري مردم و اصناف به عنوان صاحبان واقعي اين اثر بي‌نظير است حال آنكه بايد قبول کرد كه ثبت اين اثر برکات بي‌شماري دارد که نمي‌توان به راحتي از آن صرف نظر کرد.»

ادامه نوشته

سکوت هزاردستان شهر

خانهتهران از خانه‌های تاریخی لبریز و سرریز. خانه‌هایی که هر کدام از به هزاردستانی در امر گردشگری تبدیل شود. خانه‌هایی که هر کدام از آنها بخشی از تاریخ این شهر را بیان می‌کنند و می‌توانند عظمت تاریخی طهران قدیم را برای تهرانیان امروز نشان دهند. خانه‌هایی که خشت و گلشان بوی ایران و تهران قدیم را می‌دهد و می‌‌تواند تاریخ پایتخت را به روشنی اثبات کنند. هزاردستانی که آوای توسعه گردشگری را سر داده‌اند و نوای خوش توریسم شهری را بر خطوط بی‌رمق موسیقی گردشگری تهران بنگارند. خانه‌هایی که هر کدام از آنها بخشی از هویت ایران هستند و می‌توانند از بزرگانی بگویند که هر کدام نقش مهمی را در تاریخ این کشور ایفا کرده‌اند. خانه‌هایی که در مقابل هر آنکه به بی‌هویتی تهران اصرار دارد قد علم می‌کند و نشان می‌دهد که تهران سراسر هویت است و سکوت تاریخ در این شهر شکسته می‌شود. خانه‌هایی که نشان می‌دهند در این شهر شلوغ، هنوز گوشه‌هایی از تاریخ وجود دارد. خانه‌هایی که منتظر تنفس در دنیای پرهیاهوی امروزی به دنبال روزگاری می‌گردند که فارغ از شلوغی‌های دنیال مدرن، نوستالژی زیبای هنر و زیبایی را فریاد کنند.
خانه تاریخی شهر در بی‌تفاوتی مسوولان غوطه‌ور شده‌اند
شاید اگر مدیریت واحد شهری در تهران محقق شده بود، بخش عمده‌ای از مشکلاتی که امروز گریبان خانه‌های تاریخی شهر تهران را گرفته است، مرتفع می‌شد و این خانه‌ها نفس راحتی می‌کشیدند. شاید اگر تنها یک مسوول متولی رسیدگی به تمام فعالیت‌های شهر بود، روزگار غریبی که امروز برای خانه‌های تاریخی شهر به وجود آمده است، هیچگاه به وجود نمی‌آمد. شاید اگر مسوولان آستین همت را بالا می‌زدند تا خانه‌های تاریخی تهران را مرمت کنند، امروز بخش عمده‌ای از خانه‌های رو به ویرانی تهران، احیاء می‌شدند و می‌توانستند به عنوان یکی از بزرگترین مراکز جلب توریسم تبدیل شوند. شاید اگر مسوولان با دلسوزی موضوع خانه‌های تاریخی تهران را دنبال می‌کردند، امروز هیچ کدام از خانه‌های تاریخی تهران راه افول را نمی‌‌رفتند. شاید اگر مسوولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، به دو.ر از هیاهوی سیاسی که لازمه زندگی امروز شده است، به فکر خانه‌های تاریخی تهران بودند اکنون‌، به جای آنکه تعداد زیادی از خانه‌های تاریخی تهران فراموش شوند، در ذهن مردم تهران ثبت و به فکر نشان دادن قدرت تهرانیان در طول تاریخ بودند. این شایدها آنقدر زیاد است که تمامی ندارد. شاید، اگر، ای کاش و هزاران کلمه دیگر، امروز به الفاظی تبدیل شده‌اند که مسوولان و شهروندان تهرانی آن‌ها را می‌گویند اما به نظر می‌رسد این ای‌کاش‌ها هیچ‌گاه تمامی ندارد.
پروژه‌های عمرانی خط بطلانی برای خانه‌های تاریخی
امروز شهرداری تهران آنچنان درگیر پروژه‌های عمرانی شده است که گویی خانه‌های تاریخی تهران را به کلی فراموش کرده است. احداث تونل، اتوبان، بزرگراه، خیابان و پل آنچنان در صدر فعالیت‌های شهرداری تهران قرار گرفته است که تصور می‌شود مدیریت شهری تهران دیگر به فعالیت در راستای احیای بافت‌های تاریخی تهران و خانه‌های رویایی این شهر تفکری ندارد. در طول چند ماه گذشته شورای شهر پایتخت حتی یک مصوبه هم برای احیای این خانه‌ها به تصویب نرسانده است. مدیریت شهری فراموش کرده که تهران هشت میلیون نفری امروز، روزگاری محلی برای گذران زندگی بزرگان ایران بوده است. مدیریت شهری فراموش کرده که این بزرگان روزگاری در خانه‌هایی زندگی می‌کردند که امروز در حال ویرانی هستند.  امروز مدیریت شهری آنقدر مشغله و درگیری برای خود ایجاد کرده که شاید فراموشش شده در این شهر بزرگ چه موقعیت‌های زیبایی خفته است. تمامی این‌ها حاکی از آن است که با وجود تمام حرف و حدیث‌هایی که در آن مدیریت شهری از زیر بار احیای خانه‌های تاریخی تهران شانه خالی می‌کند اما باید پذیرفت که مدیریت شهری اعم از شهرداری و شورای شهر به عنوان مدیران ارشد شهر، باید فکری به حال این خانه‌ها داشته باشند
میراثی‌های فراموش کار
از حق نگذریم! در طول چند سال گذشته فعالیت‌های امیدوار کننده‌ای در خصوص خانه‌های تاریخی تهران توسط مسوولان سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته است. اما بر پایه همان حق هم باید پذیرفت که این فعالیت‌ها در میان تعدد خانه‌های تاریخی و نیاز آن‌ها در حد و اندازه لازم نیست. مسوولان سازمان میراث فرهنگی‌، صنایع دستی و گردشگری گرچه بر اساس شرح وظایف خود موظف به رسیدگی خانه‌های تاریخی هستند اما عملاً آنچنان که باید و شاید در راستای احیای این خانه‌ها تلاش نکردند. ناهماهنگی‌هایی که در حوزه‌های مختلف این سازمان برای رسیدگی به خانه‌های تاریخی وجود دارد باعث شده تا این خانه‌ها امروز راه نزول را در پیش بگیرند و آینده مبهمی برای آنها متصور شود. به نظر می‌رسد که مسوولان این سازمان باید بسیار بیشتر از آنچیزی که امروز به عنوان فعالیت در راستای احیای خانه‌های تاریخی معرفی می‌کنند، کار کنند.
به هر تقدیر امید می‌رود چراغ خاموش خانه‌های تاریخی تهران روزی با همت تمام مسوولان مربوط، روشن شود و هزاردستان گردشگری تهران، نوای خوش روشنایی آینده را سر دهند.