استفاده از فضای مجازی راه جدید جذب توریسم"صفر و یک معجزهگر"
امروزه و در شرایطی که دنیا
ی مجازی بسیاری از امکانات را در دسترس علاقمندان سراسر دنیا قرار داده و این امکان را بوجود آورده که با حذف زمان، از یک نقطه دنیا به دورترین نقاط سفر کنند، باید پذیرفت که حرکت در راه دهکده بزرگ جهانی هموار شده و کشورها میتوانند با استفاده از آن مرزهای جغرافیایی را به مقاصد مختلف بشکنند. امروزه بسیاری از کشورهای جهان با اتکاء به قدرت دنیای مجازی، پیشرفتهای بلاتصوری را بدست میآورند و از آن پیشرفتها در حوزههای مختلف علمی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی استفاده میکنند. امروزه حتی در مورد تبلیغات سیاسی هم یکی از بهترین راهها دنیای مجازی شده به طوری که رییس جمهور کنونی آمریکا بخشی عمدهای از تبلیغات انتخاباتی خود را از طریق فضای مجازی انجام داد. امروزه بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا از طریق فضای مجازی، بخش عمدهای از فعالیتهای خود را انجام میدهند بیشترین ارتباطشان را با دانشجویان از این طریق فرض کردهاند. امروزه دنیای مجازی در بسیاری از موارد جای فعالیتهای شخصی را گرفته و کارهای انسان را راحت میکند. از رزرو بلیت اتوبوس و قطار و هواپیما گرفته تا انتخاب هتل و واریز قبوض مختلف همه و همه در دنیای مجازی ممکن شده و زندگی را برای مردم آسان کرده است. در این بین بیشک موضوع گردشگری هم از موضوعاتی است که مورد توجه دنیای مجازی قرار گرفته است. یا به عبارت بهتر باید اینطور اذعان کرد که دنیای این دنیای مجازی بوده که اکنون بسیاری از کشورها در حوزه گردشگری هم از آن استفاده میکنند. اکنون بسیاری از کشورها و شهرهایی که در صنعت گردشگری به موفقیت رسیدهاند با استفاده مفید از فضای مجازی سعی میکنند تا در راستای افزایش توریسم تلاش کنند. امروزه بسیاری از کشوهای صاحب رتبه در میان کشورهایی که دم از توسعه یافتگی در حوزه گردشگری میزدند با درک موضوع مهم استفاده از فضای مجازی برای معرفی خود و شهرهای توریسم پذیرشان نهایت استفاده از این امکان را میبرند و سعی میکنند با استفاده از آن به بهترین شکل ممکن راه ورود گردشگران را هموار سازند. آنها به این درک رسیدهانذد که ورود گردشگر به کشورشان تنها ورود گردشگر نیست بلکه ورود سرمایه، تعامل فرهنگ و آداب رسوم، دیپلماسی سیاسی و چندین و چند موضوع دیگر است که هر کدام از آنها میتواند به عنوان راهی برای پیشرفت یک کشور به حساب آید.
سایتهایی که پرزنت میکنند
امروز یک جستجوی کوچک در یکی از موتورهای جستجوی اینترنت نشان میدهد که سایتهای مربوط به گردشگری تا چه حد زیاد شدهاند. وقتی نام یک کشور یا شهری که در صنعت توریسم موفق شده است را در همین موتورهای جستجو، مورد جستجو قرار میدهیم آنچنان اطلاعاتی به دستمان میرسد که گویی از آن شهر یا کشور بازدید کردهایم و اکنون مشغول خواندن هر آنچه دیدیم هستیم. این یعنی استفاده مفید از فضای مجازی برای شناساندن یک شهر یا کشور. موضوعی که بیشک اکنون در زمره فعالیتهای بسیاری از شهرهای دنیاست. در بین این سایتها، بسیاری از طرف دولت یک کشور تامین مالی میشوند تا فقط به ارائه اطلاعات جاذبههای گردشگری یک شهر به خصوص بپردازند و به نوعی به جذب گردشگران آن شهر کمک کنند. آنها نه تنها به ارائه گزارشهای نوشتاری از یک مرکز گردشگری میپردازند بلکه به ارائه گزارشهای تصویری و حتی عکسهای پانوراما که تصویری کاملاً زنده و سه بعدی از یک مکان را نشان میدهند میپردازند و عملاً شرایطی را به وجود میآورند که در آن گردشگران خود را در آن محیط حس میکنند و از این همه امکانات لذت میبرند. آنها با این کار خود به گردشگران این امکان را میدهند تا هر آنچه میتوانند در یک شهر ببینند را مشاهده کنند و از این راه استفاده میکنند تا کاری کنند که گردشگران عطش حضور در آن مکان را داشته باشند و به آنجا بیایند. این یعنی تمام آنچیزی که با ورود گردشگر به یک کشور میآید.
و ایران در ابتدای راه
اینکه ایران و تهران در حوزه صنعت گردشگری با وجود تمام استعدادهایی که وجود دارد، اما هنوز عقبمانده باشد حقیقت تلخی است که خوب یا بد باید به آن عادت کنیم. تراژدی غمناک گردشگری در ایران باعث شده تا تصویر سیاهی بر پرده جاذبههای توریستی ایران کشیده شود و همین موضوع از ایران سراسر استعداد که هر گوشهاش را نگینی از جاذبههای طبیعی در بر گرفته ایرانی عقبمانده در این حوزه ساخته است. شکی نیست که سیاستهای پر ضد و نقیض سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از یک سو و عدم تحقق مدیریت واحد شهری از سویی دیگر سبب شده تا شهرهای ایران که هر کدامشان میتوانند نقش قابل توجهی را در جلب گردشگران شهری داشته باشند به دست فراموشی سپرده شوند. همین تهران امروزی که در دود و ترافیک و همهمه و سیاسیکاری غوطهور شده آنقدر جاذبه برای جلب توریسم دارد که حتی خود مسوولانش نمیداند. تمام آنهایی که به جهت بیتوجهی مسوولان در ادوار مختلف به دست فراموشی سپرده شدهاند و اکنون هیچ کس یادی از آنها نمیکند. طبیعی است که در این شرایط نباید انتظار داشت تمام آنچیزی که امروز در کشورهای اروپایی به عنوان استفاده از فضای مجازی مورد توجه است در ایران و تهران باشد. شکی نیست که کشور ما هنوز در ابتدای این راه طولانی است که سالها تلاش در آن لازم است. با این وجود هم اکنون و در همین ابتدای کار فعالیتهایی در شهرداری تهران و در سازمان فناوری این ارگان صورت گرفته که در آن سعی شده تهران در فضای مجازی معرفی شود. موضوعی که گرچه هنوز آنطور که باید و شاید پخته نشده اما نوید آن را میدهد که در آینده اتفاقات موثری در این حوزه صورت گیرد و گردشگری شهری شهرهای ایران و خصوصاً تهران از این خواب ناشی از غفلت بیدار شود.
هنر هفتم در خدمت گردشگری
علاوه بر فضای مجازی، کشورهای توسعه یافته از راههای دیگری هم برای جذب توریسم استفاده میکنند. راههایی که حنی نا کنون به ذهن ما ایرانیها هم نرسیده است. آنها حتی از هنر هفتم، سینما هم استفاده کردهاند تا از حضور گردشگران در شهر و کشورشان بهرهمند شوند. بسیاری از لوکیشنهایی که در فیلمهای هالیوودی استفاده میشود نقاط دیدنی و گردشگر پسندی است که تنها بعد از گذشت چند روز پس از اکران فیلم، منجر به سیل حضور گردشگران به آن نقطه می شود. فقط در سال 2008 تعداد این لوکیشنها به بیش از 10 مورد میرسد و تعداد گردشگرانی که از این مجموعه ها بازدید کردند مرز دهها هزار را درنوردید و عملاً از آن محل فضایی گردشگر پذیر را به وجود آورد که برای آن کشور و ان شهر بسیار موثر بود. در این شرایط شاید تا کنون انطور که باید و شاید جز در چند فیلم که بسیاری از آنها به دست فراموشی سپردهاند دیگر هیچ حرکتی به منظور جلب توجه گردشگران به مسافرت به آن مکان صورت نپذیرفته است.
در هر صورت در این شرایط به نظر میرسد که مسوولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مسولان مدیریت شهری تهران و دیگر سازمانها و ارگانها باید با عزمی راسخ بپذیرند که دنیا هر روزه با سرعت قابل توجهی راه توسعه در حوزه گردشگری و به تبع آن گردشگری شهری را میپیماید و در این راستا به نظر میرسد که باید به منظور توسعه امکانات موجود در راستای افزایش میزان گردشگر تلاش ویژهای صورت گیرد و در این بین توجه به فضای مجازی و سینما هم میتواند از مهمترین این عوامل باشد.
زندگانی ما به زندهمانی تبدیل شده؛ این روایت امروز و دیروز نیست؛ روایت سالها و دردهاست. لابلای همین زندهمانیهاست که نتیجه میگیریم تا بگوییم "هیچیم اگر منتقد نباشیم". اما تا نقد میکنیم، ناخودآگاه كافر میشویم؛ چراکه نمیدانیم بودنمان برای چیست.