سفر پوتین به ایران "سفری برای روسیه و باجی به نام خزر"
رئیس جمهور روسیه برای اولین بار طی چندین سال اخیر به ایران آمد. این خبری بود که بیشتر محافل خبری دنیا را به سمت خود سوق داد. خبری که شاید می شد آن را پیش بینی کرد اما تاریخ آن ماه ها در حالت غریب الوقوع بودن ملعق بود.
پوتین زمانی به ایران آمد که شاید بتوان آن را بهترین موقعیت از لحاظ بین المللی دانست تا از ایران هر آنچه را که طلب کند، ایران در طبق اخلاص قرار دهد و از روی کرم حتی خم به ابرو نیاورد.
پس از سفر پر ماجرای محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و جنجال هایی که در طی آن سفر به وجود آمد می شد این نتیجه را گرفت که سران کشورهای مختلف پس از مدتها کشمکش به دلایل گوناگون از جمله بحث همیشه داغ انرژی هسته ای نگاه خود را به سمت ایران معطوف کنند چرا که موقعیت را آنچنان آماده می دیدند که حتی اگر میل باطنی شان هم سفر به ایران نباشد اما خود را به این سفر مجاب کنند. این موضوع تا آنجا پیش رفت که پوتین در عین مخالفات های بسیار مبنی بر نبود امنیت جانی اش در ایران برنامه سفر خود را به هیچ عنوان تغییر نداد و در زمان مقرر شده به ایران آمد.
پس نباید شک به دل راه داد که پوتین سفر به ایران به منظور شرکت در مجمع سران کشورهای حاشیه دریای خزر را بهانه ای قرار دهد تا با هر کدام از مسئولینی که تمایل داشته باشد به بحث بنشیند و اگر موقعیت هم محیا گشت از آب گل آلود ماهی بگیرد. حال این ماهی می تواند دریای خزر باشد یا هر چیز دیگری .
البته در این میان نباید فراموش شود که ایران در مورد بحث انرژی هسته ای خود را به صورت عجیبی به روسیه وابسته کرده است و یکی از شریان های اساسی در این زمینه کشور روسیه است و باز هم می توان این پیش بینی را کرد که پوتین در این سفرش می تواند مسائل حاشیه ای بسیاری را پیش بکشد حال چه بحث هواپیما های ابرانی و خلبان های روسی باشد و یا هر مبحث دیگری که به دلیل پاره ای از روابط آشکار و پنهان ایران با روسیه می تواند محور بحث رئیس جمهور روسیه با مقامات و مسئولان ایرانی باشد.
اما به نظر می رسد که در مورد سفر پوتین به ایران باید صورت دیگر مسئله را نیز در نظر گرفت. روسیه کشوری است که پس از منحل شدن اتحاد جماهیر شوروی سابق توانست تمام قیودی را که به ناچار بند به او بودند را از خود جدا کند و تمام قوای نظامی و اقتصادی خود را منحصراً به خود اختصاص دهد. روسیه به طور قطع به یقین یکی از ابرقدرت ها در زمینه تولید نفت است چرا که نعمت لایذالی از طلای سیاه زیر خاک هایش پنهان است و هم اکنون به بالاترین قیمت به فروش می رسد . همچنین روسیه به وفور از انرژی گاز بهره مند است و از لحاظ تسلیحات مختلف هم که هر چه بگوییم سخنی است بی راهه چرا که هر آنچه از روسیه تقاضا شود می تواند علاوه بر ذخیره برای خود آنها را به فروش برساند. پس با این تفاسیر می توان اینگونه نتیجه گرفت که پوتین به عنوان شخص اول روسیه همانند بسیاری از کشور های دیگر چشم طمع به منابع نفت و گاز ایران ندارد و به نظر می رسد آنچیزی که وی را وادار به سفر به ایران می کند به مسائل دبگری برمیگردد.
به هر تقدیر نباید این شک را از ذهن ها خارج کرد که این سفر بیشتر از آنکه برای ایران مفیدالفایده قرار بگیرد خوشایند روسیه است و آنچیزی که در این میان احتمال معامله آن است دریای خزر است.
اما با وجود این تفاسیر باید سفر پوتین به ایران را از جهتی مثبت تلقی کرد. ایران هم در شرایط کنونی ناگزیر است که از امکانات روسیه به منظور پیشبر اهدافش در مسائل مختلف علی الخصوص انرژی هسته ای استفاده کامل را ببرد. همچنین این نکته نیز حائز اهمیت است که روسیه یکی از قدرت های جهان کنونی به شمار می آید پس هر چه بتوان این روابط را به صورت وسیع تر و همچنین آشکارتر به رخ جهانیان کشید بی شک ارزش و اعتباری بیش تری از روابط با کشورهایی همچون ونزوئلا و افرادی همچون چاوز به ایران می بخشد.
به هر صورت امید آن می رود که این سفر بتواند باعث حل پاره ای از مسائل درباره ایران شود و از طرف دیگر بیم آن می رود که این سفر باعث شود برخی از اتفاق های ناگوار ناگهان رخ دهد.
*****
در حاشیه سفر پوتین به ایران
در خبرها آمده بود که بسیاری از شخصیت ها و برخی از رسانه های گروهی پوتین را از سفر به ایران وا میدارند و علت آن را نبود امنیت جانی برای وی دانستند . اما تمهیداتی که طی امروز از ساعات اولیه صبح در اکثر نقاط شهر تهران و خصوصاً مکان های رفت و آمد رئیس جمهور روسیه صورت گرفته بود به ناگاه ذهن ها را به دوران برگزاری مراسم سران کشور ها در ایران انداخت . این موضوع نیز بسیاری جالب بود و شاید کمی هم غیر منتظره.
زندگانی ما به زندهمانی تبدیل شده؛ این روایت امروز و دیروز نیست؛ روایت سالها و دردهاست. لابلای همین زندهمانیهاست که نتیجه میگیریم تا بگوییم "هیچیم اگر منتقد نباشیم". اما تا نقد میکنیم، ناخودآگاه كافر میشویم؛ چراکه نمیدانیم بودنمان برای چیست.