احتمال وحدت اصولگرایان ضعیف است
چالش اصولگرایان برای در دست نگاه داشتن قدرت در مجلس، هر روز بیشتر میشود. خیلیها میگویند که شرایط کشور به گونهای رقم خورده که لااقل تندروهای این جناح، امکان ماندن در بهارستان را برای چهار سال آینده ندارند. با این حال، بعضیها صفحه شطرنج سیاست ایران را پر رمز و رازتر از اینها میدانند که بتوان به سادگی، اصولگرایان را در آن از پیش بازنده دانست. به هر تقدیر اردوگاه اصولگرایی، بزنگاه مهمی را پیش رو دارد که بازیاش در این بزنگاه میتواند نقشی حیاتی در ماندگاریاش در قدرت داشته باشد. برای تحلیل این بازی، با امیر محبیان، فعال سیاسی اصولگرا و مؤسس حزب نواندیشان سبز به گفتوگو نشستیم
امسال، سال مهمی در حوزه سیاست داخلی ایران خواهد بود. چه به واسطه برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری و چه به دلیل مشخص شدن بسیاری از اتفاقات حوزه بینالملل از جمله موضوع هستهای. به نظرتان آرایش جناحهای سیاسی در این سال چطور خواهد شد؟
در حوزه انتخاباتهای پیش رو، در صورتی که روند انتخابات چون گذشته باشد، طبعا بازیگران اصلی اصلاحطلبان و اصولگرایان خواهند بود؛ با این حال به نظر میرسد که در انتخابات امسال، علاوه بر این دو طیف، طیفی از دولتیها و هواداران دولت یازدهم هم در تلاش هستند تا وارد مجلس شوند. در این بین اما آنچه باید مورد تحلیل قرار گیرد این است که هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان، ماهیتی طیفگونه به خود گرفتهاند. به عنوان مثال در این اردوگاه هماکنون شاهد ۵ طیف هستیم که میتوان آنها را اینگونه تقسیمبندی کرد. اول، طیف هواداران جریان سبز که مطالبات رادیکال دارند؛ دوم طیف هواداران رئیس دولت اصلاحات که گرچه مطالبات معقولتری دارند اما فضای کشور برای فعالیت مستقیمشان فراهم نیست؛ سوم هواداران آقای عارف هستند که با وجود اینکه فضا برای فعالیتشان آزادتر است اما این نگرانی در موردشان وجود دارد که در فضای پوپولیستی و هیجانی به پل عبور رادیکالها به مجلس تبدیل شده و شعارهای آنها را تکرار کنند. در کنار اینها طیف چهارمی هم وجود دارد که مربوط میشود به تیم تشکیلاتی صادق خرازی؛ گروهی که بازترین فضای فعالیت را دارند ولی با مشکلات عدیدهای در راستای جلب اعتماد نخبگان اصلاحطلب مواجه هستند. علاوه بر اینها طیف پنجم هم طیف کارگزاران است که فعلاً در دولت دست بالا را دارند و تلاش میکنند تا رأی روحانی را به سود خود مصادره کرده و خود را اصلاحطلب در قدرت نشان دهند. گروهی که نه اعتماد اصلاحطلبان را دارند و نه از اعتماد اصولگرایان سود میبرند. به نظر من، این گروه حتی مورد توجه روحانی هم نیست و ظاهراً او هم علاقهای ندارد که مدیون تیم آقای هاشمی و کارگزاران باشد. در این شرایط، کارگزاران تلاش میکند تا از خلاء حضور اصلاحطلبان استفادع کرده و بدنه آنها را در فضای ناگزیر به سپاهیان خود تبدیل کند. با این توضیحات من بر این باورم که انتخابات آتی در آغاز، چند ضلعی بوده و نهایتاً دو قطبی خواهد شد.
از نظرتان یک سوی این معادله اصولگرایان هستند دیگر؟
بله. قطعاً یکی از آنها اصولگرایاناند.
و گروه دیگر؟
گروه رقیب به شدت به این بستگی دارد که کدام خط در میان اصولگرایان برای انتخابات مجلس شانس بیشتری داشته باشد. احمدینژاد ، پایداری یا طیف سنتی.
شما خیلی جدی میگویید که اصولگرایان یک سر این معادله هستند. اما آنها راه سختی را دارند. چه باید بکنند تا این موقعیت را در انتخابات به دست آورند.
به نظر من راه سخت اتحاد، مسیر پیروزی است؛ اگر نشد هماهنگی و اگر نشد، عدم تنازع. با این حال باید به این نکته توجه داشته باشیم که مدیریت فضای جامعه برای پیروزی، فاکتورهایی میخواهد که همه آنها در دست اصولگرایان نیست. به عبارت بهتر باید بگویم که بخش اعظمی از آن در دست اصولگرایان نیست.
اما این گروه احتمالاً در مقابل حامیان دولت قرار میگیرد که در صورت پیروزی در مذاکرات قدرت بسیاری خواهند گرفت.
ببینید! اگر مذاکرات شکست بخورد، تأثیر شدید این اتفاق را میتوان در سیاست داخلی بر دولت روحانی مشاهده کرد؛ اما در صورت موفقیتآمیز بودن مذاکرات، نمیتوان انتظار داشت که نتیجه آن مستقیماً قابل تبدیل به رأی برای هواداران دولت باشد.
چرا؟
برای اینکه این موفقیت باید تأثیر خود را در اقتصاد نشان دهد و آن نیز نیاز به زمان بسیار زیادی دارد.
شما در مثالتان به طیف بندی اصلاحطلبان اشاره کردید. اما این اتفاق در میان اصولگرایان شدت بیشتری دارد و نمونهاش را هم در انتخابات ریاست جمهوری دیدیم. به نظر شما آنها میتوانند به این مشکل فایق آیند؟
ببینید! واقعیت این است که احتمال به وحدت رسیدن اصولگرایان بسیار کم است. آنها تلاشهایی در این حوزه انجام دادهاند اما شخصاً تردید دارم که بتوانند به نتیجه قابل اتکایی برسند. با این حال من معتقدم که اصولگرایان حتی در صورتی که متکر باشند هم احتمالاً میتوانند رأی خوبی را به دست آورند.
و اگر نتوانند این رأی خوب مدنظر شما را به دست بیاورند آینده این گروه چطور میشود؟
از نظر من که احتمال پيروزي و اكثريت يافتن اصولگرايان در خبرگان زياد است، و حتي طرف مقابل آن يعني پيروزي اصلاح طلبان در شرايط فعلي تقريبا ناممكن است، مگر آن كه تحول پيش بيني نشده اي رخ دهد. اما در مجلس شرايط متفاوت است؛ اگر اصولگرايان شكست بخورند طبعا روند واگرايي دروني شدت خواهد يافت. البته در صورت خودآگاهي ممكن است شكست مايه همگرايي آگاهانه و حذف عوامل تفرقه آفرين شود.
در صورتی که اصولگرایان در این انتخاباتها به پیروزی برسند، نوع تعامل آنها را با جریانهای مختلف و خصوصا منتقدان این گروه، چگونه تحلیل میکنید؟
در صورت پيروزي ضعيف اصولگرايان يا غلبه يافتن خط تندرو شاهد افزايش رقابتهاي دروني و انتقادها خواهيم بود. فراموش نكنيد اصولگرايي در شرايط ويژه انتقالي قرار دارد و تغيير توازنها ممكن است بر تلاطمات دروني بيفزايد و يا تعادل به ارمغان آورد.
و به عنوان سؤال آخر به نظر شما آیا جریانهای تندرویی که به نوعی تلاش میکنند تا خواستگاه اصولگرایی برای خود دست و پا کنند، میتوانند در مجلس بعدی از سرمایههای اصولگرایان برای بقا در قدرت بهره ببرند؟
بله احتمال دارد. فعلا مفهوم اصولگرايي عليرغم بداهت ظاهري دچار چالشهاي تئوريك و مصداقشناسي است؛ در حوزه عمليات سياسي هم نقشها تغيير كرده و وزنهها جابجا شده است، كندي حركت سنتيها باعث ريزش بدنه جوان و نوجوان اصولگرايان به سبد طيفهاي نوخاسته و راديكال شده است. ادامه اين وضعيت براي طيف سنتي مشكل ايجاد خواهد كرد.
زندگانی ما به زندهمانی تبدیل شده؛ این روایت امروز و دیروز نیست؛ روایت سالها و دردهاست. لابلای همین زندهمانیهاست که نتیجه میگیریم تا بگوییم "هیچیم اگر منتقد نباشیم". اما تا نقد میکنیم، ناخودآگاه كافر میشویم؛ چراکه نمیدانیم بودنمان برای چیست.