سرمقالهام در روزنامه قانون -- بالاخره حزب خوب است يا بد؟
اول: تاريخچه تاسيس حزب در ايران برميگردد
به دوران مشروطه. پس از آن احزاب زيادي در روزگاري كه استبداد در اين كشور غوغا ميكرد،
پديد آمدند نمونه بارز آن را مي توان در دوران پهلوي دوم ديد. روزگاري كه گرچه حكومت
به وجود حزب اعتقادي نداشت اما در نهايت، براي نمايش و پز روشنفكري و روشنانديشي قبول
كرد تعدادي حزب در ايران فعاليت كنند. احزاب در آن دوران فعاليت خود را آغاز كردند
اما عملاً سيستم كشور طوري نبود كه فرصت فعاليت براي اين احزاب آنطوركه بايد و شايد
تامين شود.
دوم: با پيروزي انقلاب اسلامي، شرايط حكومتداري در ايران تغيير كرد. نظام، به رهبري امام، پيشوند جمهوري را بر خود نهاد. مصداق بارز جمهوريت هم، بر اساس بسياري از تعاريف، دموكراسي بود. همين نگاه هم باعث شد تا تنها 36 روز بعد از پيروزي انقلاب اولين حزب كشور، اعلام موجوديت كند. «حزب جمهوري اسلامي» بر پايه بنياني كه آيتا... محمد حسینی بهشتی، آيتا... خامنهای، عبدالکریم موسوی اردبیلی، آيتا... هاشمی رفسنجانی و حجتالاسلام باهنر بنا نهادند، فعاليت خود را آغاز كرد. حزبي كه در سال 66 به جهت تضاد آراء و اندیشههای اعضای حزب، پیرامون نوع نگرش اقتصادی در اداره جامعه منحل شد تا همه چيز حكايت از آن داشته باشد كه كار حزبي در ايران ساختار درستي را تجربه نكرده است.
سوم: در تاريخ انقلاب اسلامي ايران، احزاب، كم مورد بيمهري قرار نگرفتهاند. احزابي كه خود به دلايل مختلف كه شايد مهمترين آنها مشكلات اقتصادي باشد، هيچگاه نتوانستند آنطور كه بايد و شايد، پا بگيرند، در طول سالهاي گذشته، بيش از هر چيز از بيتوجهي رنج بردند. شايد همين موضوع هم عللي بود براي اينكه عملاً هيچگاه، جز همان معدود احزاب ابتداي انقلاب و يكي دو حزب كه به جهت سنتي در ميان مردم جا باز كرده بودند، حزبي نتوانست در كشور فعاليت كند. احزاب معمولا دورهاي شدند و پيش از هر انتخابات صدايي از خود منتشر ميكردند و در نهايت، باز هم به سايه ميرفتند تا شايد بتوانند، براي انتخابات بعدي فعاليت كنند.
چهارم: برخورد، عدم توجه، تلاش براي ضعيف كردن، يا هر عنوان ديگر. اين اتفاقي است كه در طول سالهاي گذشته براي بسياري از احزاب صورت گرفته. اتفاقي كه هر از گاهي از سمت بعضي از مسئولان كشور مورد تقبيح قرار گرفته و بعضاً بعضيها هم بودهاند كه با اين نوع نگاه نسبت به فعاليتهاي حزبي اعلام موافقت كرده اند. اتفاقي كه شايد بتوان از آن به عنوان يكي از مهمترين عوامل كاهش تاثيرگذاري احزاب در كشور ياد كرد. در اين ميان اما بايد يادمان باشد كه بسياري از سياسيون، در طول سالهاي گذشته، بحث حمايت از احزاب را چندين بار مطرح كردند. اما عملا شاهد بوديم اين حمايت به جايي نرسيد و تنها، سخناني بود براي نمايش تفكر دموكرات در بين مسئولان.
پنجم: ماجراي برخورد با احزاب و بي اهميت انگاشتن آنها در شرايطي كه كمتر از چند ماه به انتخابات رياست جمهوري در كشور باقي مانده، حالا شايد يكي از سوالات اساسي از سوي ناظران باشد. در شرايط حساس كنوني كه حضور حداكثري در انتخابات، يكي از مهمترين دغدغههاي كشور به حساب ميآيد، شايد تضعيف احزاب، نمونهاي سوال برانگيز از اظهار نظرها باشد. نمونه اين اظهارنظر را شايد بتوان در سخنان اخير آیتا... خاتمی، امام جمعه موقت تهران ديد. اظهار نظري كه در آن اعلام شده در کشور ولایی ما حزب و جناح، باند و دسته معنا و جایگاهی ندارد. هر چند منظور ايشان، بحث تبعيت از رهبري بوده اما شايد بد نباشد كه به اين نكته هم توجه داشت كه احزاب در كشور كه در چارچوب قانون عمل ميكنند، بدون شك بيشتر از خيليهاي ديگر، از رهبري تبعيت دارند.
زندگانی ما به زندهمانی تبدیل شده؛ این روایت امروز و دیروز نیست؛ روایت سالها و دردهاست. لابلای همین زندهمانیهاست که نتیجه میگیریم تا بگوییم "هیچیم اگر منتقد نباشیم". اما تا نقد میکنیم، ناخودآگاه كافر میشویم؛ چراکه نمیدانیم بودنمان برای چیست.