متروتوی یکی دو سال گذشته اگر هر از چند وقتی خبر سقوط، آتش سوزی یا هر مشکل دیگر یک هواپیما را نشنویم اصلاً روزمان شب نخواهد شد. بالاخره یک هواپیما باید بیافتد. یکی باید آتش بگیرد. یکی باید برود توی ساختمان و بدون سلام به سفره مردم وارد شود. یکی باید سرعتش را بی خود زیاد کند و از باند فرودگاه فرار کند. تاخیر هم که دیگر شام شب مسافران هواپیماها شده است. حالا در این اوضاع و احوال خبر آمده خبری در راه است که دولت محترم بنا دارند به خاطر توجه بیش از حد به مردم تهران مدیریت ساخت مترو را هم در دست بگیرند. خوب خدا را شکر همه چیزمان درست شده بود و همین یکی مانده است. چند وقتی ننوشتیم فکر کردیم شاید اتفاقی بیافتد و این جماعت با این همه خبری که از طرف مجلس و شورای شهر مبنی بر غیرقانونی بودن ارائه مدیریت مترو به دولت منتشر شد بی خیال شوند اما انگار نه انگار. ما که بخیل نیستیم. شاید اصلاً درست شود. اما نمی دانم چرا هر چقدر می‌خواهم به خودم بقبولانم که مدیریت مترو به دست دولت بیافتد یاد تمام سوانح و حوادثی می‌افتم که در طول چهار پنج سال گذشته در ایران اتفاق افتاد. سوانحی که بعضی‌هاشان هنوز یادمان است. سقوط هواپیمای خبرنگاران. سقوط هواپیمای شهدای سپاه. حادثه در مشهد، اصفهان وبسیاری دیگر. حالا در این شرایط هر آنچه عقل سلیم حکم می‌کند، بکند. به ما چه؟