اين نهايت بيانصافي است كه در تهران زندگي كنيم و بر اين موضوع صحه نگذاريم كه در سه سال اخير، پايتخت، شاهد تحولات بيشماري بوده است. تمام آنچه امروز در تهران، نشان از رشد و بالندگي اين شهر دارد، همگي بر اين ادعا صحه ميگذارد كه محمد باقر قاليباف يكي از پركارترين شهرداران تاريخ ايران بوده است. افتتاح چندين و چند پروژه كه بعضي از آنها در حوزه ملي و فراملي ميدرخشند همگي نشان از آن دارند كه تهران امروز، راه سخت توسعه يافتگي را با سرعت ميپيمايد و اين موضوع بيشك در زمان قاليباف سرعت بيشتري به خود گرفته است. از بهرهبرداري برج ميلاد و افتتاح پرديس سينمايي پارك ملت گرفته تا افتتاح ايستگاههاي جديد مترو و توسعه خطوط اتوبوسراني پرسرعت، از سرعت در ساخت تونل توحيد گرفته تا پروژههاي ريز و درشت ديگري كه اكنون در سطح شهر خودنمايي ميكنند، همگي كارنامه مديريت شهري در زمان محمد باقر قاليباف را كارنامهاي درخشان كردهاند كه بيشك بايد براي تمام ادوار آينده الگو باشد. در شرايطي كه مديريت شهري پايان سال پركاري را براي عمل به تعهدات خود دارد و در روزگاراني كه قاليباف روزي نيست كه به يكي از پروژههاي سطح شهر سركشي و چندين پروژه ديگر را هم افتتاح نكند، خودمان هم ميدانستيم كه مصاحبه با او به عنوان يكي از فعالترين مديران ايران كار چندان آساني نيست. اما واقعيت اين است كه حيفمان آمد مجموعه مطالبي از تهران 1404 را جمع آوري كنيم و با كسي كه تهران را براي رسيدن به آرمانهاي چشمانداز توسعه آماده ميكند گفت و گويي نداشته باشيم. اويي كه سابقه مديريتش در ارگانهاي مختلف نشان داده كه "ميشود و ميتوانيم" نه در شعار كه در عمل اجرايي است.
شما در جايي گفتيد كه آينده تهران روشن است. اين موضوع با چه شرايطي محقق ميشود و چه زيرساختهايي براي رسيدن به تهراني بهتر نياز است؟
اينكه گفتهام آينده تهران روشن است، يك شعار تبليغاتي از نوع شعارهاي فراواني كه در كشور ما بارها تكرار ميشود نيست. يك قول يا ادعا هنگامي به شعار در معناي منفي آن تبديل ميشود كه بدون اتكا به سنجشي عقلاني و مدبرانه از فرصتها و محدوديتها بيان شود. وقتي فرد، گروه يا سازماني، محيط اقدام خود را بشناسند، از عمق معضلات آن آگاه باشد، فرصتها و پتانسيلهاي در دسترس را سنجيده باشد و بتواند از اين فرصتها به نحو مطلوب و بهينه استفاده كند، راه تحقق برنامهها و پيمودن راههايي كه به نظر دشوار ميرسند، سخت نيست. با توجه به اين شرايط، تهران كلانشهري پيچيده با مشكلاتي بزرگ است. اكنون مجموعه مديريت شهري،تمام مشكلات را ميداند، اما مهم اين است كه در كنار مشكلات، فرصتها را دست كم نگيريم. مهم مديريتي است كه بتواند فرصتها را به سوي اهداف بزرگ سوق دهد و فعاليتهاي بزرگ را اجرايي كند. در اين شرايط، به نظر من، مجموعه مديريتي كه در شهر تهران وجود دارد توانسته از پتانسيلها به خوبي استفاده كند و كارهايي انجام دهد كه تحقق آنها دشوار به نظر ميرسيد. اكنون ميتوان گفت كه بعد از چندين دهه، مديريت شهري موفق شده تا بر مشكلات شهر احاطه كامل پيدا كند، بيسازمانها را مهار، از فرصتها استفاده و مردم را به جريان امور خودشان وارد كند. نتيجه كار وقوع تحولاتي بزرك در حوزه خدمترساني و انجام تحولات زيربنايي است كه با گذشت زمان و تداوم آنها تهران را به سوي افقهاي نوين سوق خواهد داد.
در سالي كه گذشت، شهرداري تهران فعاليتهاي فراواني را در حوزههاي مختلف از جمله عمراني و فرهنگي داشت. پروژههايي مانند پرديس سينمايي ملت و برج ميلاد كه افتتاح شد و پروژههايي مانند تونل صدر نيايش و توحيد كه هم اكنون در حال انجام است. اين پروژهها را چطور ارزيابي ميكنيد؟
اقدامات و حوزههاي فعاليتي شهرداري تهران را بايد در چند حوزه ديد. حوزههاي خدماتي، حوزههاي عمراني و شهرسازي، حوزه حمل و نقل و حوزه فرهنگي و اجتماعي. اينها بر خلاف تصوري كه متاسفانه در كشور وجود دارد جزاير جدا از هم نيستند. مواردي كه در مورد فعاليتهاي زيربنايي عمراني عنوان كرديد، در جاي خود اقدامات بزرگي هستند. پروژههايي كه براي سالها بر زمين مانده بودند و تنها مايه اتلاف پول مردم ميشدند. در اين شرايط خوشبختانه با همتي عالي در شهرداري و با يك برنامهريزي دقيق اين پروژهها به بهرهدهي رسيدند و مردم از نتايج آن بهرهمند شدند. ولي نكتهاي كه ميخواهم عنوان كنم آن است كه اشتباه است كه اين دسته اقدامات را از ساير اقدامات جدا كنيم. در كنار فعاليتهاي بزرگي مانند اتمام برج ميلاد، افتتاح تونل رسالت يا افتتاح مجتمع سينمايي ملت، كارهاي بزرگي در حوزه حمل و نقل و دگرگونيهاي قابل توجهي در حوزه خدماتي اتفاق افتاده است. در اين بين شهرداري براي نخستين بار، پا را از دايره محدود وظايف خدماتي و عمراني فراتر گذاشت و با نگاهي اصولي وارد حوزههاي مغفول مانده اجتماعي و فرهنگي هم شد. چرا كه باورمان اين بود كه علاوه بر عمران، خدمات و حمل و نقل، شهر متشكل از انسانهاست و انسان با تعاملات، سرمايههاي معنوي و فرهنگي معنا دارند. همه اينها تحولات بزرگ هستند و وقتي معنادار ميشوند كه در كنار هم ديده شوند. به اين ترتيب بايد اينطور گفت كه وقوع اين تحولات بر بستر تلاشهايي در سازمان و ساختار شهرداري و منابع مالي ممكن شده كه در آن نگاه ما به تهران، نگاهي بر پايه فراخواني مردم و نخبگان براي ياري رساندن به مديران در امر مديريت صورت گرفته است.
در روزهاي گذشته، بودجه شهرداري تهران در شوراي اسلامي شهر مورد بررسي قرار گرفت. به نظر شما بودجه سال 88 شهرداري تهران در حد و اندازه هست كه بتواند مشكلات شهر را سامان دهد؟
اينكه بگوييم بودجهاي در ميزان فعلي آن پاسخگوي مشكلات كلانشهري مانند تهران است، حرف غلطي است. تهران شهر بزرگي است. من براي آن نام «استان شهر» را شايستهتر ميدانم چرا كه تهران، تنها محدوده شهر تهران نيست، چندين ميليون ساكن شهرهاي حاشيهاي تهران هم، به نوعي تهراني هستند. به هر حال، بيترديد بودجهها كافي نيست. ما در سالهاي گذشته تمام تلاش خود را كردهايم تا از طريق بهبود سيستم مالي شهرداري، امتناع دولت براي كمك به شهردار را با استفاده از وامهاي داخلي و خارجي جبران كنيم. بر اين اساس حاصل اين كار چند برابر شدن بودجه بوده، كه اميدواريم با بهبود و همكاري دولت وضعيت بهتر از گذشته شود. با اين حال نبايد فراموش كنيم كه در اين نكته ترديدي نيست كه هرچه بودجه افزايش يابد، احاطه و آزادي عمل ما براي اقدام بيشتر خواهد بود.
شنيدهها حاكي از كاهش نرخ بودجه سال 88 شهرداري نسبت به سال جاري است. اين خبر صحت دارد؟
نه. بودجه شهرداري براي سال 88 نسبت به سال جاري، 13 درصد افزايش داشته و اين بواسطه افزايش درآمدهاي ماست.
گفته ميشود كه شهرداري تهران به منظور اينكه پروژههاي اينچنيني را به سرانجام برساند از سرمايهگذاريهاي خارجي هم استفاده كرده است. اين هم صحت ندارد؟
چرا. شهرداري تهران براي تامين منابع مالي مورد نياز شهر، در سال جاري از حدود 300 ميليون دلار وامهاي خارجي و داخلي استفاده كرد. چنانچه در بودجه سال آتي هم آمده، 700 ميليون دلار بودجه از محل اخذ وامهاي داخلي، خارجي و تمديد وامهاي گذشته تامين خواهد شد. اما در مورد اينكه استفاده از وامهاي خارجي تا چه اندازه صحيح و اصولي است بايد بگويم كه در اصل ضرورت اخذ وام، ترديدي وجود ندارد؛ چرا كه در محدوديت منابع، وام يك راه حل معقول است و شوراي شهر هم همه جوانب امر را سنجيده است. اينكه امروز ما موفق به دريافت وام خارجي ميشويم، بواسطه تحولاتي در سيستم مالي شهرداري است كه اعتبار سيستم مالي را در چشم انداز جهاني ارتقا داده و باعث شده تا سرمايهگذار خارجي و موسسات وام دهنده به ما اعتماد كنند. موضوعي كه بيشك ميتوان از آن به عنوان سرمايه ارزشمندي براي سالهاي آتي ياد كرد.
اما به موضوع كهنه منوريل برگرديم. در روزهاي پاياني سال جاري، شوراي عالي ترافيك و به تبع آن دولت، بحث منوريل را مجددا بر زبانها انداختند. بالاخره نظر قطعي شهرداري در مورد منوريل چيست؟
من در اين مورد بارها اعلام كردهام كه بررسيهاي كارشناسي، منوريل را براي شهري مانند تهران، كارساز نميداند. طبعا هيچ كس راضي نيست كه بيتالمال مردم هدف پروژهاي شود كه جهان آن را به صرفه نميداند. عقلانيت حكم ميكند، شيوه تجربه شده و مورد تاكيد علمي و اصولي، يعني گسترش مترو را براي حل معضل ترافيك دنبال كنيم و در اين بين شكي نيست كه شهرداري اين موضوع را با جديت دنبال ميكند.
در حال حاضر سامانه پرسرعت اتوبوسراني در سه خط از شهر تهران مورد بهرهبرداري قرار گرفته است. آيا اين سامانه توانسته نيازهاي شما را در كاهش بار ترافيكي نقاط مركز شهر سامان دهد؟
BRT يك طرح آزموده شده در دنياست. اين طرح با كارشناسي دقيق در تهران به اجرا گذاشته شد و به علت ارزان بودن، سرعت و ايمني مورد توجه و اقبال مردم قرار گرفت. به طوري كه بواسطه استقبال زياد، مشكلاتي هم پيش آمد كه با افزودن انواع اتوبوس، اين معضل تا حدودي رفع شد. بيشك سامانه اتوبوسهاي تندرو تجربهاي مطلوب براي تهران بوده است و اثرات مطلوب آن در نقاط پرترافيك تهران گواهي اين مدعاست. با اين وجود طبعا معضلاتي هم بوده و هست كه سعي كردهايم با كسب نظرات شهروندان به بازبيني و اصلاح آنها بپردازيم. اما بايد توجه كرد كه بخشي از مشكلات، بواسطه حجم عظيم تقاضاهاست كه ظرفيت فعلي جوابگوي آن نيست و راه حل اين موضوع هم افزودن خطوط جديد و گسترش ساير طرحهاي حمل و نقل عمومي شهري است.
اما بحث مترو. درسالي كه گذشت، از يك سو شهرداري به دنبال تحقق وعده 15 كيلومتر مترو در سال بود و از طرف ديگر دولت آنطور كه بايد و شايد شهرداري را در تامين هزينههاي مترو همراهي نميكرد. به نظر شما اين كشمكشها كه بيشتر رنگ و بوي سياسي ميدهد تا كي بناست به ضرر مردم تمام شود؟
من نظرم را در مورد مترو و سهم و نقش دولت در پيشبرد آن بارها اعلام كردهام. هدف مسئولين در نظام اسلامي بايد خدمت به مردم باشد و اين امر بايد فراتر از هر نوع نفع طلبي شخصي و گروهي به چشم آيد همه ميدانيم كه مردم تهران چه رنجي از معضل ترافيك ميكشند و معناي خدمت، رفع رنج مردم است. مترو اصليترين و كم هزينهترين راه حل معضل است و قوانين نيز بر ضرورت گسترش آن تاكيد دارد. اگر به حكم عقل، شرع و قانون عمل نكنيم، نميدانم مردم در مورد ما چه قضاوتي خواهند كرد؟ مردم ما هوشمندانه، مسائل را به خوبي درك و تحليل ميكنند. به نظر من مردم قضاوت خود را در مورد اين قضيه انجام دادهاند و ما وظيفه خودمان كه پيگيري بود را انجام دادهايم و انجام خواهيم داد.
با وجود اين كارشكنيهاي دولت، شاهد افتتاح ايستگاههاي جديد مترو در تهران بوديم. شهرداري بودجه مترو را از كجا تامين كرد و چقدر اميد دارد تا در سال آينده هم اين روند ادامه پيدا كند؟
شهرداري تهران در سال گذشته 800 ميليارد تومان براي گسترش حمل و نقل عمومي در تهران هزينه كرده كه بخش عمدهاي از آن صرف مترو شده است. نتيجه اين موضوع هم گسترش مترو و افتتاح ايستگاههاي جديد بوده است و تا پايان سال ما شاهد افتتاح چند ايستگاه جديد خواهيم بود. اين گسترش، در شرايطي صورت گرفته كه شهرداري حتي يك ريال هم از صندوق ذخيره ارزي استفاده نكرد. موضوعي كه بر اساس قانون حق طبيعي شهرداري است. اما براي سال آينده، در بودجه شهرداري، سهم بودجه حمل و نقل عمومي از ساير بخشها رشد بيشتري داشته است و به 1200 ميليارد تومان رسيده است. از اين مبلغ 900 ميليارد تومان صرف مترو خواهد شد و در اين شرايط انتظار داريم كه مجلس با اصلاح قوانين بودجهاي و جلب نظر دولت، بودجهاي معادل همين 900 ميليارد را ارائه كند تا مترو شاهد جهشي بزرگ باشد. اما بايد اين را هم بگويم كه حتي بدون چنين كمكي هم با قدرت، گسترش مترو را دنبال ميكنيم و در سال آينده پيشرفتهاي قابل ملاحظهاي را شاهد خواهيم بود.
و در پايان با توجه به شرايط كنوني ايران در عرصه سياسي، شما به عنوان يكي از نيروهاي اصولگرا، چه برداشتي از شرايط موجود داريد و راهبري و سياستي كه امروز اصولگرايان در عرصههاي مختلف سياسي جامعه ايفا ميكنند را چطور ارزيابي ميكنيد.
فضاي سياسي ما از شعارزدگي و قيل و قال رنج ميبرد. حرفها كمتر شنيده ميشود و فضاي تخريب
حاكم است. در اين شرايط اخلاقيات سياسي كه ويژگي اصلي سياستورزي در نظام ديني است سست شده و قضاوتهاي درست مردم را كاسته است. اينها همه باعث شده تا مردم از سياست دور شوند. در اين شرايط بايد بپذيريم كه اين موضوع اصولا مطلوب نيست و ما همه وظيفه داريم با جلب اعتماد مردم آنها را در صحنه حفظ كنيم. در مورد اصولگران هم بايد بگويم كه من وضعيت را چندان شفاف نميبينم، صداهاي متناقض و متفاوتي از دوستان، در زمانهاي مختلف شنيده ميشود كه قضاوت كردن را دشوار ميسازد. بايد به انتظار نشست تا فضا شفافتر شود. و در مورد راهبرد آتي اصولگرايان نيز بايد بپذيريم كه هر اقدام درستي از ايجاد تفاهم و همكاري ميان سليقههاي مختلف ميگذرد.