تبليغاتX
دست‌نوشته‌ای که نابود می‌شود - 30 سالگی انقلاب و رشد ناموزون گردشگری شهری "ما هیچ ما نگاه"

       1) دهه چهارم انقلاب اسلامی ایران در شرایطی کلید می‌خورد که این کشور در طول سی سال گذشته در بسیاری از حوزه‌ها پیشرفت قابل توجهی داشته است. ایران در طول این سال‌ها گرچه به عنوان یک کشور در حال توسعه در تحریم کشورهای توسعه یافته بوده و هست اما با این وجود توان آن را یافته تا در حوزه‌های مختلف به اتکای متخصصان داخلی، دستاوردهایی را به ثمر برساند که مورد توجه خاص و عام باشد. شکی نیست که تک تک برگ‌های تاریخ سی سال گذشته انقلاب در شرایطی که در بعضی از موارد گرد و خاک جنگ و درگیری را به خود گرفته اما سرفراز است از پیروزی‌هایی غرور آفرین که موجی از شادی را به وجود آورده و آینده روشنی را نوید می‌دهد. اگر بنا به شمارش دستاوردهای انقلاب باشد بی‌شک داستان مثنوی هفتاد من دوباره تکرار می‌شود و رشته داستان از دستان خارج می‌شود. امروزه دیگر ایران روی پای خود می‌ایستد و با افتخار از داشته‌هایش می‌گوید و به آنها افتخار می‌کند. داشته‌هایی در حوزه صنعت، بهداشت، تکنولوژی و چندین و چند حوزه دیگر به حدی رسیده که امروز آنها را به دنیا تعمیم دهد و به دفاع از آنها بپردازد.

       2) در کنار تمام پیشرفت‌های فیزیکی این سی سال، ایران توانسته است به رشد و بلوغی در حوزه فرهنگ دست پیدا کند. البته فرهنگ به معنای عام کلمه. حال چه آن را در بعد فرهنگ اجتماعی قرار دهیم، چه بعد سیاسی، چه بعد شهرنشینی و چه دیگر ابعاد موجود. از طرف دیگر تمام زیرمجموعه‌های فرهنگی در این سال‌ها به رشد قابل توجهی دست یافته که می‌توان از آنها به عنوان یکی از دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران نام برد. زیر مجموعه ای مانند مطبوعات، سینما، تلویزیون و امثالهم.

       3) در کنار تمام این پیشرفت‌ها نباید از بعضی موضوعات مهم که مورد غفلت واقع شده هم غافل شد. باید بپذیریم با وجود تمام اتفاقات موثری که در حوزه میراث فرهنگ، صنایع دستی و گردشگری در طول سال‌های انقلاب به دست آمده اما هنوز هم راه بسیاری تا مدینه فاضله گردشگری در ایران باقی است. باید بپذیریم که فعالیت‌هایی که در این سی سال در راستای افزایش جذب گردشگر و مشخصاً گردشگر شهری در ایران صورت گرفته، آنطور که باید و شاید مناسب نبوده و حتی در بعضی از موارد راه افول را نیز پیموده است. باید بپذیریم که استعدادهای ایران در حوزه گردشگری بسیار بیشتر از این چیزی بود که امروز از آن به عنوان گردشگری شهری یاد می‌کنند. باید بپذیریم که سازمان‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در طول تاریخ انقلاب کم کار بوده‌اند و باز هم باید بپذیریم که سازمان کنونی از تمام ادوار گذشته کم‌کار تر که نه بلکه بی‌توجه‌ترین سازمان بوده است. باید بپذیریم که مسوولان سازمان میراث فرهنگ و صنایع دستی در دوره کنونی هیچ برنامه هدفمندی برای به ثمر نشستن تلاش بیست و اندی سال گذشته خود انجام نداده و این روندی که اکنون مشاهده می‌شود هم حاکی از آن است که بنا نیست ترتیب اثری در این راستا داده شود.

       4) در طول سی سالی که از انقلاب می‌گذرد صنعتی شدن شهرهای ایران در کنار تمام مزایایی که با خود به همراه داشت معایبی را هم در حوزه گردشگری به وجود آورد. باید بپذیریم اصقهان امروز دیگر آن اصفهان گذشته نیست که زبانزد بود. شیراز امروز را دیگر نباید آن شیراز بکری دانست که بسیاری از جهانیان به داشتن آن قبطه می‌خوردند. همدان، شهرهای شمالی، شهرهای جنوبی، جزایر مختلف ایران همه و همه گرچه به عنوان یک توان بالقوه برای جذب گردشگر بوده و هستند اما باید بپذیریم که در این بین هیچ مسوولی به دنبال بالفعل کردن آنها نبود. اینها تمام، مشکلاتی بودند که صنعتی شدن برای شهرهای ایران به وجود آورد و گردشگری ایران را به ورطه نابودی کشاند.

       5) در طول سی سال گذشته تهران به عنوان پایتخت ایران، ام‌القرای جهان اسلام و کریدور اصلی ورود گردشگران به کشور آنطور که باید و شاید قدر توریسم شهری را ندانست. این موضوع را نه شهرداری، نه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بر عهده نگرفتند اما آنچه به نظر می‌رسد باید مورد توجه قرار گیرد این است که در راستای جذب توریسم شهری مدیریت واحد شهری که متشکل از تمام این ارگان‌ها و سازمان‌ها است نیازی ضروری و مهم به نظر می‌رسد.

       6)  امروزه تمام جهان به این نتیجه رسیده است که توریسم شهری یکی از منابع مهم رشد اقتصادی در هر کشور است. اقتصاد ایران که بر پایه اقتصاد دولتی بنا شده است و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که خود سازمانی است دولتی در طول 30 سال گذشته آنطور که باید و شاید از این موقعیت اقتصادی استفاده نکرد و باعث شد تا در این شرایط جهان رشد کند و ایران جایگاه مناسبی را پیدا نکند.

       7) رهبر معظم انقلاب اسلامی در دهه‌ای که گذشت بر ضرورت خصوصی‌سازی در تمام حوزه‌ها تاکید کردند بی‌شک یکی از این حوزه‌ها، گردشگری و موضوع توریسم است. اما امروز و در شرایطی که نزدیک به نیم‌دهه از این اتفاق می‌گذرد شاهد آنیم که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آنچه خصوصی‌سازی نامیده می‌شود را اجرایی نکرده است و در بخش‌هایی که به زعم خود این موضوع را انجام داده نیز دست هایی از اقتصاد دولتی- خصوصی دیده می‌شود. در این شرایط است که می‌توان تصور داشت توریسم شهری ایران رشد چندانی نداشته باشد و گواه این مدعا هم همین سی سالی است که گذشته است.

به هر تقدیر این روزها 30سالگی انقلاب را به جشن می‌نشینیم اما سیاست‌های غلطی که توسط مسئولان حوزه گردشگری ایران درطول سالهای گذشته اتخاذ شده حاکی از آن است که میان ماه ما تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است در هر صورت امید می‌رود تا مسئولان سازمان میراث فرهنگی سرانجام این را متوجه شوند که گردشگری شهری اهمیت والایی دارد و باید آن را در ابتدای امور قرار داد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:20 توسط سید محمد حسین(ایلیا)هاشمی |